هيئت اجتماع عبارت از دستگاه زنده اى است كه كيفيات و خواص آن جز كيفيات و نيروهايى است كه در انسان منفرد و طبيعى موجود است .
از اين جهت حكيم طوسى در اخلاق ناصرى ، صفحه 74 ، چاپ 1267 معتقد شده كه :
نظر خواجه درباره اجتماع :
اجتماع انسانى را از روى تأليف و تركيب ، حكمى و خاصيتى بود به خلاف آنچه در هر شخص و اشخاص بود .
اين جمله خواجه جان كلامى است كه اخيراً درباره جامعه گفتهاند . مسلماً جامعه از لحاظ نيرو و احكام ، مجموع صفات افراد نيست .
حقوق اجتماع از نظر ما :
اين مطلب به ما فرصت مىدهد كه بحثى را « عنوان » كنيم كه آيا از نظر حقوق چطور ( 1 ) ؟ آيا ممكن است كه جامعه كه شخصيتى واقعى چنين دارد حقوقى نداشته باشد ؟ مخصوصاً اين نكته را بايد در نظر گرفت كه بسيارى از حقوق كه فرد گمان مىكند فقط متعلق به شخص خود اوست از راه اينكه نتيجه مال اوست اينطور نيست ، مثل ترقى قيمتهاى زمينها و اجاره ها و حتى بهاى محصولات از قبيل پشم و پنبه و گندم و روغن و غيره . هرگز نبايد ترقى قيمت زمين يا اجاره را به بچه گوسفند كه از مادر متولد مىشود و صاحب گوسفند صرفاً مديون گوسفند و طبيعت است مقايسه كرد . در ترقى قيمتها انسانهاى ديگر نيز دخالت دارند .
در كتاب مبانى حقوق ، جلد اول ، صفحه 16 تحت عنوان « اقسام حقوق نسبت به ملتها » مىنويسد :
هامش
( 1 ) مسلماً اگر ثابت شود كه انسان مدنىّ بالطبع است و زندگى اجتماعى غايت طبيعى حيات انسان است ، به همان دليلى كه ما در درس مدرسه مروى حقوق فرد را طبيعى و فطرى دانستيم حقوق اجتماع را نيز طبيعى و فطرى مىدانيم .