صفحه 71 :
حقوق مجردى كه همه جا مسلَّم و در همه ازمنه ثابت و لايتغير باشد يك ابتكار فكرى است كه با حقيقت تناقض دارد و با ترقى و تكامل افراد بشر نمىسازد . موضوع بردگى كه مدت مديدى . . . همچنين تعدد ازواج . . .
صفحه 72 :
ايرادى كه به حقوق فطرى ثابت گرفتهاند :
موضوع متغير بودن حقوق طبيعى را دو نفر از مؤلفين بزرگ در آثار خود چنين شرح مىدهند : نظريه حقوق فطرى و اصول آن بسته به وجدان و آراء جمعى هر ملت است و وجهه و جهت اخلاقى هر قوم با درجه تمدن او تغيير مىكند ، و هرگز نمىتوان گفت كه اصول حقوق طبيعى در قلوب بشر ثبت شده و لايتغير مىباشد ، چه تحولات زندگانى بشر خلاف آن را ثابت نموده ، چنان كه يكى از اصول ، مالكيت شخصى است و با مراجعه به تاريخ ثابت مىشود كه بشر مدتها مالكيت جمعى را قبول داشته و بويى به مالكيت فردى نبرده و هنوز هم اقوامى هستند كه ميان ايشان مالكيت فردى وجود ندارد ( 1 ) و نيز در موضوع قرارداد و ايجاد تعهدات . . .
صفحه 81 : نتيجه ( خلاصه ) ( 2 ) :
18 . در مقدمه كتاب مبانى حقوق تأليف دكتر موسى جوان ، جلد اول ، صفحه 15 ، از يكى از حكماى جديد درباره اجتماع نقل مىكند :
هامش
( 1 ) مثل اينكه اشتباه شده بين اعتبار وحدت جمع مثل خانواده كه آن وقت ديگر مالكيت جمع مالكيت فرد است و بين مالكيت جمع بماهو جمع .
( 2 ) [ در نسخه اصل دستنويس به همين صورت است . ]