رعايت حقوق طبيعى افراد است كه با اين وسيله مىتواند حقوق خود را محفوظ داشته و از منافع خويش دفاع كند .
صفحه 60 :
با تمام اين مقدمات خود را در برابر يك قياس دو دم ملاحظه مىكنيم كه تا حدى انتخاب و ترجيح يك طرف براى ما مشكل است . آيا حقوق طبيعى را موضوعى تجربى و وسيله خارجى اعمال زور و تأمين آزادى و مساوات و بالاخره حفظ حيات افراد بدانيم يا اينكه اصولى عقلى و استدلالى و ما فوق عمل كه در احساسات قانونگذارى و اجراى عدالت مؤثر باشد ؟
صفحه 69 : حقوق طبيعى در مفهوم متغير :
گرايش قوانين اساسى جهان به نظريه حقوق طبيعى :
اگرچه امروز قوانين اساسى دولتها عملًا به مفهوم فرضيه حقوق طبيعى گرديده است ولى نظريات و مفاهيم مزبور با آنچه مكتب حقوق فطرى ادعا مىكرد تفاوت زيادى دارد . حقوق طبيعى كه مكتب نامبرده تعقيب مىكرد عمومى و لايتغير بود و براى هريك از مسائل حقوق موضوعه راه حل خيالى قائل بود كه عقل انسانى مىبايست آن را درك كند و با اين ترتيب دو طريق قانونگذارى در عرض يكديگر وجود داشت : حقوق موضوعه از يك طرف و حقوق طبيعى از طرف ديگر و بين آنها همواره سنجش و مقايسه معمول بود . حقوق موضوعه قواعد ظواهرى ، احتمالى ، ناقص ، و حقوق فطرى اصول كامل ، مطلق و خيالى ( يقينى ظ ) به شمار مىرفت . حقوق موضوعه مىبايست به سوى حقوق طبيعى تمايل داشته با آن منطبق گردد .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 266
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٦٦