حقى بر عهده حاضر داشته باشد ناچار بايد گفت الهى است و به اعتبار حقيقتى است كه بر همه نسلها احاطه دارد ، يعنى به اعتبار پيوند غايى است كه بين گذشته و حاضر و آينده است .
حق قبلى فرزند بر پدر و مادر :
مىگويند ابوالعلاء معرّى وصيت كرد كه بر سنگ قبرش بنويسند : « هذا جنى عليه ابوه و لم يجن على احد . » بچه هايى در عصر جديد پيدا مىشوند كه به پدر و مادر خود اعتراض مىكنند كه شما كه نمىتوانستيد وسيله خوشى زندگانى ما را فراهم كنيد چرا ازدواج كرديد كه ما به دنيا بياييم . اين عجيبترين سؤال بر عجيبترين نوع محدوديت حقوق شخصى است . يك زوج انسان خيال مىكنند كه طبيعى ترين حقوق آنها اين است كه از وجود خودشان هر نوعى كه مايل باشند متمتع بشوند و آن وقت بچه سردر مىآورد كه شما حق نداشتيد اين استفاده را از وجود خودتان بكنيد ، چون پاى حقوق ثالث در ميان است و آن من هستم .
15 . در صفحه 16 تحولات حقوق فطرى مىگويد :
نظم حقيقى اجتماع بر روى تكاليف و حقوق قرار دارد . در جامعه امروزى علاوه بر حقوق فردى بايد حقوق اشتراكى جمعيتها ، سنديكاها ، شركتها و بخصوص حقوق دولت را قبول نمود .
حق دولت به منظور حمايت از ضعفا و آيندگان بر حق فرد مقدم است :
. . . به عقيده مُورِن ، حقوقدان معاصر فرانسوى ، دولت نه تنها خدمتگزار اشخاص موجود كنونى است ، بلكه نظر به تعاون و تضامن اجتماعى افراد در طى قرون و سالها دولت وظيفه دار حفظ و حمايت حقوق آيندگان بوده و براى اين منظور بايد از حاضرين فداكاريها و خدماتى را بخواهد . . . با وجود عدم تساويهاى اقتصادى ، قاعده حقوقى « مساوات عمومى در برابر قانون » يك قاعده امتياز و رجحان براى اقوياست و از اين لحاظ حمايت ضعفا يكى از مهمترين مأموريتهاى دولت است .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٥٣