على عليه السلام نقل مىكند : * ( لكل ذى رمق قوت و لكل حبة آكل . ) * معنى اين جمله همان رابطه تكوينى و غايى و حق فطرى انسان بر مواهب طبيعت است .
11 . رابطه انسان با مورد حق خود بر دو قسم است ، يا فاعلى است يا غايى است ( توضيح علت فاعلى و غايى ) و يا هردو از نظر فلسفه اجتماعى مبتنى بر فلسفه مادى فقط و فقط بايد رابطه فاعلى باشد ، ولى از نظر فلسفه اجتماعى اسلامى هم رابطه غايى است و هم رابطه فاعلى .
ضربه اى كه افكار اشعرى بر فقه اسلامى وارد كرد :
12 . اينكه بحث اصل عدل را پيش آورديم براى اين بود كه تأثير بحث عدل را در تفسير اصل عدالت اجتماعى بيان كرده باشيم ، و ديگر اينكه انكار اصل عدل و تأثيرش كم و بيش در افكار مانع شد كه فلسفه اجتماعى اسلام رشد كند و بر مبناى عقلى و علمى قرار بگيرد و راهنماى فقه قرار گيرد فقهى به وجود آمد غير متناسب با ساير اصول اسلام و بدون اصول و مبانى و بدون فلسفه اجتماعى . اگر حريت و آزادى فكر باقى بود و موضوع تفوق اصحاب سنت بر اهل عدل پيش نمىآمد و بر شيعه هم مصيبت اخبارىگرى نرسيده بود ، ما حالا فلسفه اجتماعى مدوّنى داشتيم و فقه ما بر اين اصل بنا شده بود و دچار تضادها و بن بستهاى كنونى نبوديم .
آيا حق مبناى عدالت است يا عدالت مبناى حق ؟ :
13 . رابطه حق و عدالت آيا حق مبناى عدالت است و يا عدالت مبناى حق است ؟ يعنى آيا حقوق واقعى در عالم هست وعدالت عبارت است از « اعطاء كل ذى حق حقه » يا اينكه عدالت واقعى هست ، يعنى بايد در جامعه به حكم عقل و به حكم آثار خوبى كه دارد بين مردم تساوى باشد از لحاظ تكليف و از لحاظ حقوقى كه قانون وضع و جعل مىكند ، پس عدالت يعنى مساوات در برابر قانون ، و قانون كه حقوق را وضع مىكند بايد براساس عدالت و مساوات وضع كند . پس عدالت بايد مبناى حقوق موضوعه باشد ، و همه حقوق هم موضوعه است به استثناى آنچه قبلًا از كتاب حقوق اساسى نقل كرديم كه گفت آزادى و تساوى از حقوق طبيعى است و ما آنها را
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٥٠