بعضى نوعى يا اجتماعى است . ما در بحثهاى ديگر خود ثابت كردهايم كه غيرت يك حس نوعى و اجتماعى است ، مربوط به خودخواهى نيست . پيشنهاد اين كه انسان غيرت را كنار بگذارد تحت عنوان مبارزه با ميل و هواى نفس ، درست مثل پيشنهاد اين است كه به كسى بگوييم آنجا كه وجدان ، تو را به ترحم وادار مىكند با اين ميل نفسانى مبارزه كن ، در صورتى كه اين ميل ، نفسانى نيست بلكه فوق نفسانى است .
حجاب و مالكيت مرد بر زن :
د . حريم و حجاب يادگار عهد مالكيت و تسلط مرد است . مردان به خاطر اينكه زنان را بيشتر در خانه ها حبس كنند و از آنها مانند يك برده باركشى و استفاده اقتصادى بكنند ، حريم و حجاب را خلق كردند تا بتوانند راه او را به بيرون خانه ببندند و در خانه حبس كرده وادار به كارش كنند .
جواب اين است كه اين فكر مولود فكر كلى ترى است كه مدعى هستند كه بر زن چهار دوره گذشته است : دوره طبيعى و اشتراكى اوليه ( در اين دوره زن مساوى مرد بوده است ) ، دوره تسلط مرد و مالكيت او ( در اين دوره ميان زن و مرد تفاوت گذاشته شده و زنجيرهايى به دست و پاى زن بسته شده است و از آن جمله است حجاب . به عقيده اينها قوانين اسلامى يادگار اين عهد و اين دوره است ) . دوره سوم دوره نهضت و اعتراض زن است . دوره چهارم دوره برقرارى مساوات و احقاق حقوق زن است .
به عقيده ما اينچنين چهار دوره اى نبوده است و نخواهد بود . اما دوره طبيعى و اشتراكى اگر مقصود اشتراك اقتصادى است مورد انكار ما نيست ، اما ربطى به روابط مرد و زن ندارد . اگر مقصود كمونيسم جنسى است ، تاريخ از چنين مرحله اى حكايت نمىكند بلكه به عقيده مورخين دوره مادرشاهى بوده ولى دوره كمونيسم جنسى نبوده است .
اما دوره مالكيت . . .
ه . علت پنجم اين است كه عادت زنانگى تدريجاً زن را به پشت
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٧٢