تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
است . در اسلام روابط جنسى مقدس شمرده شده است و به نظافت ترغيب شده . در كتب حديث بابى دارد تحت عنوان « الزىّ و التجمل » ، بلكه جمال و عشق ستوده شده است . * ( ان الله جميل يحب الجمال ) * . رجوع شود به بحث عشق در كتب فلسفه . ب . علت ، عدم امنيت بوده است . همانطور كه مردم اموال خود را مخفى مىكرده‌اند بلكه حتى رفت و آمد و عقيده خود را از ترس مخفى مىكرده‌اند ، ناموس خود را نيز مخفى مىكرده‌اند . * ( استر ذهبك و ذهابك و مذهبك . ) * داستان « اذان نيمه شب » خياط عصر معتضد كه در داستان راستان آمده است مؤيد اين مطلب است . داستان انوشيروان و سرهنگى كه زن زيبا داشت ، و كارهاى ظل السلطان مؤيد اين مطلب است . اما امروز ديگر اين علت و موجب وجود ندارد . جواب اين است كه اين علت را مىتوان علت افراطكارىهايى كه در موضوع حريم و حجاب صورت گرفته دانست ولى نمىتوان فلسفه منظور اسلام را اين جهت دانست . در جاهليت از اين جهت امنيت كامل برقرار بود نظير امنيت امروز اروپا ، فحشاء آزاد زياد بود اما زندگى قبيله اى قريش از اين نظر ناامنى نداشت . اگر ناامنى بود از لحاظ قتل و غارت عمومى بود كه حريم و حجاب تأثيرى نداشت . حسادت اخلاق نتوانسته است بر حسادت و بخل در امور جنسى فايق آيد : ج . علت ، حسادت بوده است . چرا بخل و امساك و حسادت در مال نكوهش شده و در زن ستايش ؟ چرا نان سفره داشتن و نمك خود را خوراندن از لحاظ اخلاق اقتصادى مورد تمجيد و ستايش است و همين بذّالى و بر سفره خود نشاندن و كام ديگران را شيرين كردن در اخلاق جنسى مذموم است ؟ به عقيده امثال راسل علت معقولى ندارد . اخلاق نتوانسته است در مورد امور جنسى بر خودپرستى و خودخواهى بشر غالب شود برعكس ، تسليم خودخواهيها شده و همان بديها و خودپرستيها را به نام غيرت و حجاب تحت عنوان اخلاق حسنه پذيرفته است . اما جواب : احساسات و غرائز بر دو قسم است : بعضى شخصى و