تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
حافظ و شب زنده دارى
مىصبوح و شكر خواب صبحدم تا چند به عذر نيم شبى كوش و گريه سحرى مرا در اين ظلمات آن كه رهنمايى كرد دعاى نيم شبى بود و گريه سحرى مرو به خواب كه حافظ به بارگاه قبول ز ورد نيم شب و آه صبحگاه رسيد مرغ شبخوان را بشارت باد كاندر راه عشق دوست را با ناله شبهاى بيداران خوش است سرمكش حافظ ز آه نيم شب تا چو صبحت آينه رخشان كند دعاى صبح و آه شب كليد گنج مقصود است بدين راه و روش مىرو كه با دلدار پيوندى پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب بو كه سيرى نكند آن مه ناكاسته‌ام ( 1 ) .
پير حقيقت ، شك و تحير :
1 . محرم راز دل شيداى خود كس نمىبينم ز خاص و عام را
هامش
( 1 ) [ چنين بيتى در هيچ يك از نسخه هاى قزوينى و انجوى موجود نمىباشد . آنچه كه هست بدين صورت است : پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب / تا درين پرده جز انديشه او نگذارم . ضمناً اشعار بعدى تا عنوان « حب » در اصل دستنويس به خط استاد نيست و تنها حواشى آن از ايشان است . ]
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 102 | مرتضى مطهرى