و حال آنكه اين سبك و روش فقط در عقليات محض مانند الهيات و رياضيات مفيد است نه در طبيعيات از قبيل پزشكى ، گياه شناسى .
سبك تغيير كرد و روش استقراء و تجربه در طبيعيات جاى آن را گرفت .
يا مثلًا قديم مردم همهء هنرها را از حافظه مىخواستند ، در مطالعه نقش اصلى را فقط قوّت و نيرومندى حافظه داشت . ولى امروز روشهايى براى مطالعه و استفادهء حداكثر از حداقل صرف نيرو براى مطالعه كشف شده كه نتيجه را يك بر صد بالابرده است .
متد و اسلوب ( 1 ) و سبك تبليغ و پيام رسانى هم همينطور است . همان طورى كه در ورقه هاى « ايمان به آثار گفته هاى پيغمبران » نيز مختصراً گفتهايم ، بعضى از تبليغات نتيجهء معكوس مىدهد :
الف . ملامت و تحقير زياد و جريحه دار ساختن شخصيت طرف .
به قول ابونواس : دع عنك لومى فان اللوم اغراء . داستان حسنين عليهم السلام درحالى كه هر دو كودك بودند و مشاهده كردند كه پيرمردى وضو مىگيرد و غلط وضو مىگيرد معروف است . آنها راه توجيه غيرمستقيم را انتخاب كردند . همچنين است داستان امام صادق عليه السلام و شقرانى كه از ربيع الابرار زمخشرى نقل شده كه امام صادق به او فرمود : * ( كل شئ حسن و لكن منك احسن لمكانك منا ، و كل شئ قبيح و لكن منك اقبح لمكانك منا . ) * ب . خشونت و سختگيرى كه به قول مولانا :
سختگيرى و تعصب خامى است
در جنينى كار خون آشامى است
پيغمبر اكرم به معاذبن جبل هنگامى كه عازم يمن بود ، بنا به نقل سيره ابن هشام فرمود : * ( يسّر و لاتعسّر ، و بشّر و لاتنفّر ) * . داستان پيغمبر و عربى كه به آن حضرت دشنام داد و همچنين آيهء كريمهء « * ( فبما رحمة من الله لنت لهم . . . ) * » و همهء احاديثِ امر به رفق ، مؤيد اين معنى است . حتى
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى « عنصر تبليغ در نهضت حسينى » .