تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
جزئى از تشكيلات قدرتهاى حاكمه و توجيه كنندهء آنها باشد ( 1 ) و نقشى از مجموع آن دستگاه را برعهده داشته باشد و يا رسالتى مستقل دارد ، نه برخاسته از توده است و عكس العملى از فشار توده هاست ( بر خلاف تصور امثال علىّ الوردى ) و نه جزئى از تأسيسات ادارى اجتماع نظير روزنامهء دولتى و راديو دولتى و غيره . توجه به تعبيرها و تفسيرها : 11 . مبلَّغ بايد بداند كه كافى نيست كه تنها سخن صحيح و درست بگويد و توجه به عكس العمل روحى افراد و به عبارت ديگر توجه به تعبيرها و تفسيرها نداشته باشد . از اين رو لازم است دقيقاً روانشناسى عملى و تجربى نسبت به اجتماع خود داشته باشد . ( اين مربوط است به حامل پيام . ) مثلًا در اجتماع امروز ما در اثر جوّى كه برخى تبليغات ايجاد كرده‌اند ، اين زمينهء روحى در بسيارى از جوانان به وجود آمده كه تعليمات دينى جزئى از طرح طبقات حاكمه است براى ادامه و تحكيم وضع خود مبنى بر تحميل ارادهء خود و تحميل بدبختى و جهل و فقر و بيمارى و اختناق بر جامعه . جامعهء مورد استثمار و بهره كشى نيازمند به توجيه فكرى وضع موجود و ايدئولوژيى كه وضع موجود را صحيح و لابدٌمنه تفسير كند ( مشيت خدا ، قضا و قدر ، حكمت بالغه ) و به تسلىهاى روحى است كه دعوت به محبت و سازش و بردبارى و صبر و رضا در برابر آزمندان كند و يك سلسله سرگرميها براى فرار از توجه به ريشهء دردها و رنجها كه همان آزمندى انسانهاى ديگر است ، يك سلسله تشريفات به نام عبادات به وجود آورده است ، اخلاقش تسلى بخشى است و عباداتش سرگرمى و البته اين تسلى بخشىها و اين سرگرميهاى عملى نيازمند تكيه گاههايى اعتقادى است . اصول دين يعنى اعتقاد به مبدأ و معاد براى اينكه تكيه گاهى براى اين تسلى بخشىها و اين سرگرميها وجود داشته باشد وضع شده است . نتيجه اين مىشود كه سه بخش دين : اصول
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى « عنصر تبليغ در نهضت حسينى » .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 63 | مرتضى مطهرى