نام دين و خدا و قضا و قدر مىخواهد اذهان را از اينكه توجه كند ريشهء بدبختى آنها آزمندى انسانهاى آزمند است ( 1 ) منصرف سازد و به همين جهت علت فاصله گرفتن طبقهء روشنفكر كه ريشهء دردها و رنجهاى بشرى را آزمندى انسانهاى ديگر مىدانند گرديده است . به عبارت ديگر : افكار و اخلاق و تربيت كليسا جنبهء تسلى بخشى از يك طرف و اغفال فكرى و حتى توجيه هيئت حاكمه از طرف ديگر بوده است .
ج . دعوت به تشريفات مذهبى و عبادات نبايد اين گونه تلقى شود كه براى فرار از برون گرايى و واقعيت گرايى به درون گرايى و سرگرمى به مسائل انتزاعى است و براى اين است كه انسانها را از درگيرى با علل و ريشهء دردها اجتناب دهد . خلاصه ، عبادت نيز جنبهء سرگرمى و انصراف توجه به دردهاى اجتماع و محروميتها و مسؤوليتها داشته باشد ، بلكه برعكس . . .
د . نسل جوان تقاضا و خواسته اش از روحانيت اين است كه خود را در وسط معركهء زندگى انسانها و واقعيتهاى آن قرار دهد و از حاشيه روى اجتناب ورزد و درواقع خواسته اش بازگشت روحانيت به اصل و منشأ خودش است .
10 . نتيجه از همهء اينها اينكه پيام رسان دين بايد بداند چه پيامى براى بشر از نظر انديشه ، از نظر دل ، از نظر نيازها و واقعيتهاى زندگى و از نظر تضاد طبقاتى و اصول حاكم و محكوم آورده است مخصوصاً از نظر اخير آيا پيامش اين است كه كار قيصر را به قيصر واگذارد و كار خدا را به خدا و هر يك از عبادات و تشريفات مذهبى از يك طرف و مسائل زندگى از طرف ديگر به دنياى جداگانه تعلق دارد يا خير ؟ آيا رسالتش و مفهوم پيامش از اين نظر ، بردبارى و سازش و سكوت در برابر اوضاع موجود است و مانند كليسا بايد
هامش
( 1 ) به عبارت ديگر به صورت توجيه و تكيه گاه اعتقادى نظام حاكم جابر درآمده است .