همچنان طرفدار مطلق سنتها و شيوه هاى قديمى مذهبى و اجتماعى و اقتصادى هستند ، نسل جوان كشيشها و روحانيون طالب بازگشت كليسا به رسالت اوليهء مسيح هستند . آنها مىگويند : مسيح يك انقلابى بود كه با رنجهاى انسانها و بى نواييهاى آنان همدردى مىكرد ، مسيح با ظلم و بيداد مخالف بود . بنابراين كليسا بايد پس از قرنها خاموشى و سكوت به اين روحيهء انقلابى و مبارزه جويى با ظلم انسانها عليه انسانها بازگردد ، راه خود را از راه افراد و سازمانهايى كه فقر و جهل و بيمارى را بر انسانها تحميل مىكنند جدا كند و در كنار انسانهاى فقير و دردمند قرار گيرد . به عقيدهء آنان كليسا قرنهاى طولانى است كه از رسالت اصلى عيساى مسيح بدور افتاده است و به همين جهت روشنفكران و كسانى را كه به ريشهء دردها و رنجهاى بشرى وقوف كامل دارند و مىدانند كه بدبختى انسانها معلول آزمندى و حرص انسانهاست از خود دور ساخته است ، زيرا كليساى كاتوليك در دامن سيل خروشانى از ظلم و بيداد و فقر و جهل در طى قرون ، انسانها را به محبت و سازش و گذشت و بردبارى دعوت مىكند ، حال آنكه عيسى به نظر كشيشهاى جوان يك قيام كننده و برپاخاسته بود و در اين هنگام است كه سولژنيتسين نويسندهء بزرگ شوروى نيز رئيس كليساى ارتدكس روسيه را در نامهء پرسروصداى خود مورد سرزنش شديد قرار مىدهد و او را به مناسبت تسليم و تمكين كليساى ارتدكس در برابر نظام ادارى و سياسى كشور شماتت مىكند زيرا همانطور كه كليسا در نظام سرمايه دارى به صورت جزئى از تأسيسات رسمى و پذيرفته شدهء ادارى و اجتماعى درآمده است ، در نظام سوسياليستى نيز كليسا بخشى از اين نظام است و وظيفه اش محدود به انجام مراسم محدود مذهبى و نه فعاليت مستقل روحانى مىباشد . به اين ترتيب وقتى رئيس كليساى كاتوليك
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 60
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٠