نظر دربارهء جهان با نظر دربارهء انسان و اجتماع توأم است در قسمت توزين و اهميت دادن .
12 . حكمت 126 : * ( و قد سمع رجلًا يذم الدنيا : ايها الذام للدنيا المغتر بغرورها . . . ) * عطار اين داستان را به نظم آورده . رجوع شود به دفتر « مبدأ و معاد » و به ورقه هاى « آيا دنيا آدمى را فريب مىدهد ؟ » . مولى جهان را صادق و صريح مىداند نه منافق و دورو و اغفالگر .
13 . خطبهء 194 : تشبيه دنيا به درياى طوفانى 14 . مسألهء عبث و بيهوده در وجود ، شكل فكر را تغيير مىدهد .
15 . مقصود از جهان بينى اين است : نوعى ديدهاست كه شكل فكر و شخصيت شخص را عوض مىكند ، چون به حكم اتحاد عاقل و معقول انسان همان چيزى است كه مىانديشد و مىخواهد ( 1 ) 16 . منطق حق و باطل و غلبهء حق در قرآن - انبياء ، آيهء 16 - 18 17 . اثر جهان بينى توحيدى با ماترياليسم يا ثنوى متفاوت است . اعتقاد به مبدأ حىّ عليم حكيم آدمى را معتقد مىكند كه :
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرين بر نظر پاك خطاپوشش باد
18 . قَسَمهاى قرآن به اعيان موجودات و به شب و روز و نباتات و نفس 19 . روى نظريهء بدى اشياء راه حلى وجود ندارد ، بايد سوخت و ساخت . به قول ويليام جيمز اينها مثل موشى كه زير تله جيرجير مىكند يا خوكى كه زير تيغ دندان غروچه مىرود ، ناله سر مىدهند اما اهل توحيد مىگويند : زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت .
20 . در ورقه هاى « دنياى مذموم يا دنيا از نظر دين » گفتيم يك نوع تنزيه و تحقير در زبان دين نسبت به دنيا هست و آن را سه جور
هامش
( 1 ) پس از نظر دو عامل بايد توجه كرد : از نظر شكل جهان و از نظر تأثيرش در شكل انسان .