تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
25 . جهان بينى مرحلهء اولش اين است كه بعضىها انديشيده‌اند و بعضى نينديشيده خيالى كرده‌اند . آنها كه انديشيده‌اند ، بعضى متحير مانده‌اند و بعضى جزم پيدا كرده‌اند . البته هيچ كس مدعى نيست كه سر از راز حقيقى وجود درآورده است . * ( و ما اوتيتم من العلم الَّا قليلًا . و قل رب زدنى علماً . ) * 26 . جهان بينى اشخاص كه متفاوت مىشود از چند نظر است : الف . از جنبهء عظمت و بزرگى كه آن هم از چند جهت است : يكى نهايت و لانهايت زمانى و ديگر نهايت و لانهايت مكانى . بنا بر لانهايت زمانى يا مكانى ، هر نقطهء مكانى يا زمانى را كه بگيريم مثل نقطهء ديگر است در اينكه وسط و ثلث و بالاخره نسبت ندارد . و ديگر نهايت و لانهايت شدّى و قوّى . چهار جور لايتناهى فرض مىشود : عِدّى و شدّى و مُدّى و مقدارىِ مسافتى . حكما مىگويند حق متعال فوق ما لايتناهى است بما لايتناهى مدة و شدة و عدة . پس جهان در نظر بعضى كوچك و در نظر بعضى بزرگ است . آنكه كوچك است مثل كسى كه مىگويد از عمر عالم 8 هزار سال گذشته يا مىگويد افلاك تودرتويى هست و ماوراء آن لاخلأ و لاملأ است . ب . از جنبهء اين است كه آيا نظامى بر عالم حكومت مىكند و عالم تحت قانون و سنن اداره مىشود يا گزاف است و هيچ چيز شرط هيچ چيز نيست ( رجوع شود به مقالهء 8 ( 1 ) - ضرورت و امكان ) و به فرض اينكه ضرورت هست آيا ضرورت فقط جنبهء فاعلى دارد و متوجه به غايت نيست و حركات نامنظمى در عالم بوده و تصادفى سبب پيدايش عالم شده مثل آنچه به قدماى ماديين يونان نسبت مىدهند كه در اسفار باب غايات آمده و در مباحث قوّه و فعل ص 223 به اين تعبير [ آمده است ] :
هامش
( 1 ) [ از كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم ]