تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
افلاطون مىگويد بايد با مجرمين با ترحم رفتار كرد . 6 . * ( اعرف الحق تعرف اهله . ) * 7 . داستان معروف مجنون : به مجنون گفت روزى عيب جويى . . . اين مطلب را بيان مىكند كه يك چيز در نظر دو نفر ، مختلف مىنمايد . بلكه درحواس نيز اينطور است ، مثال ظرف آب و دو ريالى ، مثال دو ظرف آب گرم و نيم گرم يا خربزه بعد از ماست . 8 . اينكه نوع جهان بينى اشخاص متفاوت مىشود از دو جنبه است يا دو قسم است ، يعنى همان جنبهء كيفى دو ريشه دارد . يكى اينكه شعاع دركها متفاوت است ، مصداق * ( « الدنيا منتهى نظر الاعمى و من ابصر اليها اعمته ) * » است و يكى نقطهء متقابل است يعنى شعاع فكر كوتاه يا بلند است . شيخ مىگويد :
اندر دل من هزار خورشيد بتافت آخر به كمال ذره‌اى راه نيافت
و يك وقت هست كه مصداق * ( « من عشق شيئاً اعشى بصره وامرض قلبه ) * » است ، نظير داستان مجنون و ليلى است . على ، هم شعاع درك قوى دارد كه « * ( لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً ) * » و هم احساسات عالى دارد كه دربارهء دنيا مىگويد : * ( مسجد احباء الله . ) * 9 . بايد ديد علت اينكه جهان بينىها متفاوت مىشود چيست ؟ چرا اين قدر متفاوت دربارهء جهان اظهار نظر مىشود ؟ يكى جهان را زشت و غدار معرفى مىكند و يكى مىگويد : جهانا چه نيكو و بايسته اى . . . مسلماً مولى از نظر تمام نظام جهان خوشبين بوده است ، بدبين است به قصر و قصور و چسبيدن به منزل بين راه . 10 . حكمت 105 : * ( لايزهّدنّك فى المعروف . . . ) * دليل بر نوعى حسن ظن به جهان است ، جهان را عادل و مهربان و حيف و ظلم نكن مىداند . 11 . حكمت 128 : * ( الدنيادار ممر لادار مقر و الناس فيها رجلان . . . ) * ايضاً خطبهء 108 : * ( اماتت الدنيا قلبه و ولهت عليها نفسه ، فهو عبد لها و لمن فى يده شئ منها . . .