تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
ناتوان و مثل مردگان مستحق بخشش و ترحماند . ما فقط اعمال آنها را مىبينيم و از مبادى آن خبر نداريم ، به اين جهت خشمگين مىشويم و مىخواهيم از شرارهء غضب هستى آنها را بسوزانيم . . . هنكا مىگويد : بايد همه كس را معذور بداريم ، اطفال را براى اينكه كوچك هستند ، زنان را براى اينكه ضعيف هستند ، نيكان را براى اينكه قصد بدى ندارند و بدان را براى اينكه بدبخت و بيچاره‌اند . » خلاصه ما هميشه نسبت به جاهل و ناتوان احساس ترحم مىكنيم برعكس عالم و توانا . از اين رو وقتى كه خيال مىكنيم طرف عالماً قادراً كارى را انجام داده و نبايد انجام بدهد فكر مىكنيم كه بدى كرده و بدى را بايد [ با ] بدى پاسخ داد ، بايد او را بيچاره و بدبخت و مسلوب السعاده كرد . اما وقتى كه ديديم آدم عالم قادر آزاد كار خوب مىكند ، آدم جاهل عاجز كار بد مىكند ، احساس عناد و ميل به بدى در ما تبديل مىشود به ميل به خوبى و ترحم . جملهء « * ( اللَّهم اهد قومى فانهم لايعلمون ) * » دليل بر ترحم بر اهل معاصى است . همچنين جمله هاى مولى خطاب به ابن ملجم يا خطاب به فرزندانش دربارهء ابن ملجم . در بحار ، جلد 9 ، صفحهء 747 نقل از نهج البلاغه مىگويد : من كلام له قبل موته على سبيل الوصية : * ( وصيتى لكم ان لاتشركوا با لله شيئاً و محمّد - صلى الله عليه واله - فلاتضيعوا سنته ، اقيموا هذين العمودين . . . و خلاكم ذم . انا بالامس صاحبكم واليوم عبرة لكم و غداً مفارقكم . ان ابق فانا ولىّ دمى و ان افن فالفناء ميعادى و ان اعف فالعفو لى قربة و هو لكم حسنة ، فاعفوا ، الا تحبون ان يغفرا لله لكم ؟ وا لله ما فجأنى . . . ) * 13 . شرح اشارات ، جلد 3 ، صفحهء 392 :