ماندن آب در حالى كه قاعدتاً بايد به حالت گاز دربيايد ، همچنين كمتر شدن وزن مخصوص آب در حال انجماد ، شدت فشار سطحى آب .
بعد مدعى مىشوند اينكه هر نوع حيوانى قانونى در زندگى دارد ، دليل اختلاف و تنوع و بلكه تناقض قوانين طبيعى است .
بعد مسألهء ديگر را خلط مبحث مىكنند كه لكنت دونويى و ديگران گفتهاند : قوانين طبيعى كه ما مىشناسيم قطعيت ندارند كه درواقع معنى آن اين است كه اعتماد به كشفيات علم به صورت صددرصد نبايد كرد .
بعد مسألهء ديگرى را طرح مىكنند كه درست است ولى نه براى آن مدعا و آن قانونِ فوق قانون است و مثال به تأثير حالات روح بر بدن مىزنند .
ج . به عنوان نتيجهء بحث مىگويند :
اولًا قوانين طبيعى جز يك سلسله مشاهدات مكرر نيست . ( پس بحث نقض غلط است . ) ثانياً ممكن است قدرت مطلقه شرايط موجودات را تغيير دهد .
( البته اين ، مطلب درستى است ولى ربطى به مدعا ندارد . ) ثالثاً علت نظم خاص مصالح خاص است ، با تغيير مصالح نظم تغيير مىكند . ( اين مطلب صددرصد غلط است . ) رابعاً علوم پر است از اصول غيرمسلَّم . ( اين مطلب برمىگردد به مطلب اول . ) خامساً ممكن است نيرويى ما فوق نيروهاى طبيعى و حاكم بر آنها باشد . ( اين ، مطلبى درست است ولى خلاف مدعا را ثابت مىكند . ) 6 . در جزوهء اسلام شناسى دكتر شريعتى ، صفحهء 65 ، تحت عنوان « جامعه شناسى » همان بحثى را كه دربارهء فلسفهء تاريخ عنوان كرده است كه تاريخ صرفاً محكوم يك تضاد ديالكتيكى است [ مطرح مىكند ] و اساس بنياد جامعه را اقتصاد و حركت تاريخ را از تضاد
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 404
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٠٤