بهترين جهان بينىها :
18 . بهترين جهان بينىها ( 1 ) آن است كه بهتر بتواند وظيفهء پشتوانه بودن و الهام بخش بودن خود را نسبت به هدفهاى ايدئولوژى شخص انجام دهد . مثلًا در هر ايدئولوژى مفاهيم مشترك عدل و مساوات و آزادى و حق و صلح و غيره هست ، اما بايد ديد كدام جهان بينى است كه اين معانى را از اعماق هستى استنباط و استخراج مىكند و كوشش در راه حق و عدالت و خير و صلاح را هماهنگى با ناموس خلقت و همكارى با جريان خلقت مىداند و ظلم و تعدى را نوعى انحراف و سقوط و تباهى مىشناسد كه : * ( شهد الله أنه لا إله الَّا هو و الملائكة و أولوا العلم قائماً بالقسط ) * . * ( والسّماء رفعها و وضع الميزان . بالعدل قامت السموات و الارض . الملك يبقى مع الكفر و لايبقى مع الظلم . العدل يضع الامور مواضعها والجود يخرجها من جهتها . ) * ايضاً بهترين جهان بينىها اين است كه الهام بخش تعهد و رسالت و مسؤوليت باشد كه قبلًا شرح داديم .
ايضاً بهترين جهان بينىها آن است كه روحيه بدهد و نشاطبخش باشد . و به عبارت ديگر در هر ايدئولوژى نوعى تربيت متناسب و اخلاق متناسب و ايجاد روحيه اى متناسب براى اجرا و انجام آن لازم است ، نشاط اخلاقى و روحى نه تهييج مطامع .
جهان بينى و فداكارى :
در هر ايدئولوژى خدمت و اخلاص و پا بر روى منافع شخصى [ گذاشتن ] لازم و ضرورى است . بهترين جهان بينى آن است كه الهام بخش هماهنگى در اخلاق و اخلاص ميان آفرينش و انسان بوده باشد .
عشق و جذبه در ماوراء منافع شخصى :
پس مكتبى كه مثلًا معتقد است : « * ( يسبح لله ما فى السموات و ما فى الارض » يا « * ( سبّح لله ما فى السموات و ما فى الارض ) * » و يا « * ( و ان من شئ الَّا يسبح بحمده و لكن لاتفقهون تسبيحهم » مىتواند منبع و سرچشمهء اخلاقى مخلصانه براى بشر باشد و او را با عشق و جذبه در ماوراى مطامع شخصى به حركت درآورد .
هامش
( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى « توحيد ، مكتب ، جهان بينى » كه به نحو شايسته اى مطلب بيان شده ، و هم به ورقه هاى « جهان بينى خوب ، مشخصات » .