تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
ارضى و شركت زنان در مسائل اجتماعى و بلكه كمونيسم و صهيونيسم قرار گرفته‌ايم بدون آنكه قبلًا زمان خود را شناخته باشيم و فكر چاره اى كرده باشيم . هميشه خود را در مقابل مسائلِ روآورده مىبينيم ، لهذا راهى هم كه در اين گونه مواقع به نظر مىرسد اين است كه با يك كلمهء « نه » و ابراز مخالفت قناعت كنيم و مخالفتهاى ما به جايى نرسد و در نتيجه ضررش براى هميشه براى عالم اسلام بماند . ما در فارسى كلمهء « هجوم » را در مورد مطلق حملهء شديد به كار مىبريم ، اما معنى اصلى اين كلمه حملهء ناگهانى و از روى غرّه و غفلت است . 20 . من معتقدم كه فعلًا دردى در اجتماع هست . آن درد از نوع بيمارى و انحراف اخلاقى نيست ، دردى است كه از طبيعت و فطرت متكامل اجتماع برمىخيزد . بايد به آن توجه كرد و آن را رهبرى كرد . بيمارى نيست كه بخواهد علاج شود ، حاجت است بايد رسيدگى شود . انحرافها و بيماريهايى كه همراه آورده ، مولود رسيدگى نكردن و پيش بينى نكردن و در فكر چاره نبودن اين درد است . 21 . سنايى در باب درد داشتن مىگويد :
راه از اين و آن نبايد جست درد ، خود رهنماى مقصد توست هر كه را درد راهبر نبود مر و را از جهان خبر نبود
عطار مىگويد :
كفر ، كافر را و دين ديندار را ذره‌اى دردت دل عطار را
مولوى مىگويد :
حسرت و زارى كه در بيمارى است وقت بيمارى همه بيدارى است پس بدان اين اصل رااى اصل جو هر كه را درد است او برده است بو هر كه او بيدارتر پردردتر هر كه او هشيارتر رخ زردتر
متنبّى مىگويد :