دارد بحثى نيست . غالباً بحثى كه از طرف رهبران دينى در اطراف اين طبقه مىشود ، از جنبه هاى انحراف اخلاقى و دينى بحث مىشود .
حالا ببينيم كه واقعاً اين نسل را ما بايد نسل منحرف بخوانيم و دهان كجى كنيم ياطور ديگر بايد قضاوت [ كنيم ] . قبلًا دو تابلو از قرآن كريم دربارهء دو جور نسل عرض مىكنم كه در سورهء احقاف است . . . ( 1 ) بايد ببينيم كه نسل جديد ما مصداق آيهء اول است يا مصداق آيهء دوم يا بين بين است .
حقيقت اين است كه نسل جوان ، هم درد و احساس دارد و هم بيمارى و انحراف ، اما آن انحرافها معلول رسيدگى نكردن به دردها و احساسهاى آنهاست .
[ الف ] : احساسهاى آنها يكى اين است كه نسل جديد مانند نسل قديم درها را به روى خودش نبسته و بيرون را با همهء پيشرفتها و ترقيها مىبيند و نمىتواند ببيند كه مىخورند حريفان و او نظاره كند ، نمىتواند ببيند كه ژاپن بت پرست و ايران مسلمان با هم به راه افتادند و او به مقصدها رسيد و ما هنوز آوارهايم .
ب . دوم : بى رودرواسى نسل قديم سوارى مىداد و احساس نمىكرد ، سنگينى بار تسلط سياسى و اقتصادى خارجى را احساس نمىكرد ، به غارت رفتن كشورش را احساس نمىكرد اما نسل جديد احساس مىكند .
ج . سوم : شيوع جهالت و بيمارى و استبداد داخلى را قديم احساس نمىكرد و جديد احساس مىكند .
د . چهارم : عدالت اجتماعى و تساوى حقوق و توزيع عادلانهء ثروت و حقوق زن را قديم حس نمىكرد و جديد حس مىكند .
ه . پنجم : يك عطش فكرى و يك مكتب فكرى كه مسائل را
هامش
( 1 ) [ در نسخهء اصلى به همين صورت آمده است و البته در چند صفحهء قبل استاد شهيد اين بحث را به تفصيل مطرح كردهاند . ]