تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
اجتماعى كه ميان افراد تقسيم مىشود ، و البته نوع كارها و ابزار و وسايل كارها اعم از كارهاى توليدى و مصرفى و غيره عوض مىشود و تغيير مىكند و قهراً تربيت فنى كه مربوط است به مهارت و تخصص در امور فنى متغير و متكامل است و هر زمانى نوعى مهارت و تخصص را ايجاب مىكند . طبق اين نظر مؤسسات تعليم و تربيت نه كارشان قالب سازى و تحميل قالبها بر جامعه است و نه كارشان انسان ماشينى تحويل دادن است ، بلكه كارشان از قبيل كشاورزى و باغبانى است . راه صحيح و يا راه سوم و به تعبير اميرالمؤمنين « * ( اليمين والشمال مضلَّة والطريق الوسطى هى الجادة ) * » ، اين راه بسيار باريك است ، صراطى است كه بر متن جهنم كشيده شده است . انحراف از اين راه باريك ، چه به راست و چه به چپ ، موجب سقوط مىشود . انحراف به راست ما را سنت پرست و عادت پرست و محافظه كار و جامد و راكد و منجمد مىكند ، و انحراف به چپ ما را مخرّب و نه سازنده مىسازد . به قول راسل در كتاب در تربيت ص 100 ، ما سه نوع نظام اجتماعى داريم . نظام اجتماعى قالبى ، يعنى نظامى كه مانند يك قالب سفت و محكم است و به هيچ وجه تجاوز از حدود و عادات را جايز نمىشمارد . بشر در اين نظام اجتماعى مانند درختى است كه در گلدان كوچكى قرار گرفته باشد كه مجال رشد و توسعه پيدا نمىكند . جامعه اى كه پابند تقاليد و رسوم ( تراديسيون ) است . مىگويد مثل اسپارت و چين ، اقتضاى آنجا چنين بود كه طبيعت بشرى در آن قالبى كه قبلًا آماده شده است ريخته شود و به شكلى كه از پيش ترسيم گرديده است درآيد . دوم نظام ماشينى . پيروان صنعت و افراد كمونيست ( همهء كسانى كه به جامعهء بشرى از ديدگاه توليد مىنگرند و بس ) هر دو از اين طبقه مىباشند و هيچ كدامشان به طبيعت و سرشت بشر توجهى ندارند و غايات حيات را چيزى ساده مىانگارند و در جملهء « افزايش توليد به حداكثر » خلاصه مىكنند . مقصود آنان از تنظيم