تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
طبيعت و فطرت و سرشت مخصوص به خود دارد و خودش كمالى و غايتى دارد و ما بايد تابع آن غايت و هدف باشيم و به زور هم نمىتوانيم بر او تحميل كنيم ، بايد ما از سرشت او الهام بگيريم . اين است معنى « * ( فاقم وجهك للدّين حنيفاً فطرة الله التى فطرالناس عليها » ( 1 ) ) * و اين است كه ايمان و اخلاق كه به منزلهء قوانينى است كه باغبان دربارهء درخت رعايت مىكند ، تغييرناپذير است . تغييرات درخت از قبيل شكوفه كردن ، ميوه دادن ، زردشدن برگ ، همهء اينها در كادر قوانين طبيعى و فطرى حاكم بر درخت است . اينجا نظريهء سوم از يك طرف نظريهء اول را مخاطب قرار مىدهد ، مىگويد تو عادات و تقاليد و سنن و رسوم و احياناً مهارتها و تخصصها را به جاى نواميس حيات گرفته اى و به آنها چسبيده اى و مىگويى « * ( انّا وجدنا ابائنا على امّة و انّا على اثارهم مقتدون ) * » . مىگويد انحراف از هر سنت و قاعدهء جارى را نبايد محكوم كرد بايد به بررسى پرداخت كه آن قاعدهء جاريه از اصول و نواميس فطرت است يا صرفاً يك عادت و رسم . و از طرفى خطاب به نظريهء سوم مىگويد تو به نام قالب شكنى ، حصارشكنى ، كارهاى ضدفطرى مىكنى . مگر هر قانون زنجير است ؟ همه چيز را به نام سنتها و زنجيرها نبايد محكوم كرد . ضمناً معلوم مىشود كه مسألهء عامل زمان در تعليم و تربيت مسألهء حادّ عصر ما هم هست ، نسل جوان را با نسل كهن در مقابل هم قرار داده است . اگر اين حقيقت از نظر علمى روشن شود - و قابل روشن شدن است - و همچنين از نظر دينى - كه آن هم روشن شدنى است - ما مىتوانيم ميان دو نسل آشتى بدهيم و توافق و هماهنگى
هامش
( 1 ) اين نكته كه قرآن مجيد براى جامعه شخصيت و اصالت و حيات و ممات و عزت و انحطاط و عمر و اجل قائل است ، از اين نظر فوق العاده جالب است و مىرساند كه نظام اجتماعى مورد نظر اسلام يك نظام روينده است و به عبارت بهتر نظام واقعى و فطرى اجتماع يك نظام روينده است . رجوع شود به الميزان آيات مربوط به شخصيت و اصالت اجتماع در قرآن و تفسير آنها .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 199 | مرتضى مطهرى