تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
روش هدف تعليم و تربيت را محافظت افكار و انديشه ها و عادات و تقاليد و رسوم و سنن گذشته مىداند و نظام اجتماعى كه مورد پذيرش اوست يك نظام قالبى است ( به قول راسل در كتاب در تربيت ص 100 ) يعنى يك سلسله قالبهاى ساخته و از پيش پرداخته از جانب خود دارد [ كه ] جامعه را در آن قالبها بريزد و متحجّر و منجمد كند ، درست مانند قالبى كه خشت زن براى خشتها تهيه كرده است و يا قالبهايى كه براى مصنوعات فلزى قبلًا تهيه مىشود . جامعه از نظر اين دسته يك شئ جامد قابل شكل دادن و آن شكل را تثبيت كردن است ، جامعه مانند گچ شل يا فلز ذوب شده است كه در هر قالبى بريزى پس از مدتى شكل همان قالب را مىگيرد . عادات و رسوم و تقاليد ، همان قالبهاست كه پس از مدتى جامعه را شكل مىدهد ، شكلى كه تغييرش چندان آسان نيست . از نظر اين گروه ، دستگاه تعليم و تربيت نسبت به فرهنگ و معنويات مردم و نسبت به روح و احساسات مردم همان وظيفه اى را دارد كه ادارهء باستان شناسى نسبت به حفظ و نگهدارى آثار باستانى دارد وظيفه اش صرفاً محافظت و نگهبانى فرهنگ و معنويات به معنى اعم شامل تصورات و اوهام و خرافات هم هست ، مثلًا نحسى سيزده نوروز و امثال اينها به نام سنن ملى و تراديسيونها . روش دوم درست عكس روش اول است ، اساسش بر ستيزه با گذشته است ، روى هرچه به گذشته متعلق است داغ باطله مىزند . در اين روش اساس تعليم و تربيت بر تجدد و تحول و تنفر از گذشته است . يگانه چيزى كه تقديس مىشود عصيان ، تمرّد ، سنت شكنى ، طغيان است . به هيچ اصل ثابت و معيار دائمى معتقد نيست . منكر كليت و منكر ضرورت و دوام است . همه چيز برايش نسبى و موقت است . از ديدگاه طرفداران نظام قالبى كه نظريهء جامدهاست ، تعليم و تربيت حقيقتى است مطلق و در همهء زمانها يك گونه است و آنچه هم در گذشته بود همان حقيقت مطلقى است كه همه وقت بايد باشد . پس