به وجود آوريم . اين است كه اين مسأله اهميت فراوان يافته است .
اينجا جاى اين است كه دربارهء نظام ارزشها نيز بحث شود ( ر . ك :
كتاب تعليم و تربيت اجتماعى شاپور راسخ ، صفحهء 192 ) و همچنين دربارهء اينكه نظام تعليم و تربيت ، هم وسيلهء صيانت و دوام فرهنگ سنتى و هم آماده ساز جامعه براى ارزشها و انديشه هاى نو و تازه است . ( همان كتاب ، ص 97 ) ايضاً اينكه آيا تعليم و تربيت ، فعلى است يا انفعالى ؟ ( همان كتاب ، ص 104 ) در كتاب تعليم و تربيت در جهان امروز تأليف شاپور راسخ ، ص 192 مىگويد :
« ( بانو ) فلورانس كِلوكُن گفته است هر جامعه يك رشته ارزشهاى اساسى دارد كه عام است و همهء فعاليتها و رفتارهاى اعضاى جامعه را تنظيم مىكند و بر آن جمله تأثير مىگذارد . و او در هر جامعه اى پنج موضوع اصلى را محور تمايلات اساسى در زمينهء ارزشها دانسته است : طبيعت و ذات انسان از نظر نيكى و شرارت ، رابطهء انسان با طبيعت از نظر حاكميت و محكوميت ، مسألهء زمان و گذشته نگرى و آينده نگرى ، نوع روابط افراد جامعه كه عمودى باشد يا افقى ، پنجم اينكه اصل بر بودن است يا ساختن و كردن و يا شدن ، كه ارزش از كداميك از اين سه امر است . » بنا بر آنچه گفتيم جامعه يك واحد زنده است ، داراى اصالت و شخصيت و طبيعت خاص به خود . تعليم و تربيت بايد براساس شناخت فطرت و طبيعت انسان از لحاظ فردى و شناخت فطرت و طبيعت جامعه باشد . و گفتيم قوانين فطرى اعم از فردى و اجتماعى دراختيار بشر نيست ، قراردادى نيست ، بشر بايد آنها را كشف كند و به كار بندد . حتى تسريع در تكامل نيز مثل آنچه در مورد بهبود نسل و
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٠٠