« آموزش و پرورش اسلامى عبارت است از مجموع مواد ، دستورات و مسائل آموزشى كه يا مستقيماً اسلام تأييد كرده و يا ابتكار نموده و يا به خاطر تفكرات اسلامى در جوامع اسلامى به وجود آمده و رشد نموده . . . » مىگويد :
« . . . آموزش و پرورش هر سيستم و دين و جامعه به طوركلى و مخصوصاً تعريف ماهيت و شناخت ماهيت آن بستگى كامل به فلسفهء كلى و تفكرات سياسى مخصوص آن دين و جامعه دارد و فلسفهء آموزشى يك سيستم و دين يا جامعه بدون تجزيه و تحليل اصول و فلسفهء آن سيستم يا دين يا جامعه امكان پذير نيست . . . آموزش و پرورش يك جامعه و يا يك نظام دينى مانند فرهنگ و دين آن جامعه است و امر بسيطى نيست بلكه شامل تمام امور مربوط به آن جامعه و دين مىشود و با فرض شناخت ، ارتباط آن با امور مختلف كه مؤثر در شناخت آن است غيرقابل انكار است ، و متخصصين آموزش و پرورش از اين ارتباط به « ارتباط كامل امور مربوط به يك جامعه و يك دين » تعبير مىكنند . » در ص 9 دربارهء عموميت تعلم ، تفكر ، تعقل و تدبر در اسلام مىگويد : بيشتر آيات قرآن . . . ( 1 ) ضمناً فرق است ميان تعليم و تربيت اسلامى و ميان تعليم و تربيت در اسلام . تعليم و تربيت اسلامى يعنى آموزشها و پرورشهايى كه براى فرد ايده آل مسلمان لازم است ، يعنى عوامل آموزشى و پرورشى براى مسلمان كامل شدن . و اما تعليم و تربيت در اسلام يعنى
هامش
( 1 ) [ در نسخهء اصلى به همين صورت است . ]