اخرج شطأه . . . » مجموعاً صفات تربيتى امت اسلام را بيان مىكند و قسمت اخير ، رشد و نموّ اجتماعى آنها را به طورى كه مستلزم شكفتن استعدادها در حد اكثر ممكن است بيان مىنمايد .
ط . از آنچه گفته شد مىتوان مسأله را به شكل فلسفى اين گونه طرح كرد كه آيا انسان سالم و انسان اجتماعى بودن در حال واحد ممكن است ؟ آيا اجتماع و زندگى اجتماعى صحيح مستلزم رشد همه جانبهء استعدادهاى انسانى است ، پس انسان مدنىّ بالطبع است و اجتماع و زندگى اجتماعى چيزى بر ضدطبيعت فردى و فطرى انسان نيست بلكه برعكس محيط مناسب رشد استعدادهاى فردى است ( البته اجتماع و تمدن سالم ) ؟ و يا برعكس ، انسان طبيعى و سالم انسانى است كه هرچه مىتواند از قيود و محدوديتهايى كه اجتماع بر او تحميل كرده است آزاد باشد ، سلامت انسان در بازگشت به طبيعت و فرديت است كه نظريهء روسو است و اولى نظريهء ارسطو است .
ى . به طوركلى آيهء كريمهء « * ( هوالذى بعث فى الاميين رسولًا . . . ) * » يك آيه اى است كه هدف تربيتى رسالت را بيان مىكند ، يعنى هر چهار شاخه جنبه هاى سازندگى دارد . اما تلاوت ، به جهت آنكه تلاوت قرآن صرف تلاوت يك سخن ساده نبود . مىدانيم كه نخستين انقلاب روحى و دگرگونى و كندن از گذشته وسيلهء تلاوت آيات كريمهء قرآن صورت مىگرفت . « * ( يزكَّيهم ) * » كه مفهوم صريحش بنا بر آنچه در الميزان آمده است رشد و تنميه و تربيت و پرورش است . تعليم كتاب يعنى بيان حقايق و معانى قرآن كه باتوجه به اشتمال عجيب قرآن بر مسائل فراوان مربوط به خدا ، انسان ، جامعه ، جهان - كه تاحدودى در ورقه هاى « تعليمات دينى » شرح دادهايم روشن مىشود كه چگونه آشكار كردن معانى و مقاصد و اهداف قرآن سازنده است . و تعليم حكمت يعنى تعليم سخنانى كه نتيجه اش انسانهاى بااستحكام باارادهء راه يافته است ، زيرا حكمت يعنى حقيقتى كه با دريافت آن انسان راه را تا مسافت دور مىيابد . سخنان نظرى صرف ، مثلًا جدول ضرب فيثاغورس در عين استحكام نظرى راهى به انسان نمىنماياند ، او را
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 180
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٨٠