از بعض احكامى كه خدا بر تو نازل كرده منحرف سازند ، و اگر آنها ( از حكم و داورى تو ) روى گردانند بدان خداوند مىخواهد آنها را به خاطر پارهاى از گناهانشان مجازات كند و بسيارى از مردم فاسقند ( 49 )
آيا آنها حكم جاهليت را ( از تو ) مىخواهند و چه كسى براى افراد با ايمان بهتر از خدا حكم مىكند ؟ ( 50 )
تفسير :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ
؛ يعنى ما قرآن را بر تو نازل كرديم . الف و لام تعريف در الكتاب اوّل براى عهد و در دومى براى جنس است ، زيرا تقدير آيه : مصدقا لما بين يديه من التوراة و الإنجيل و كل كتاب أنزل من السماء سواه است ، و حال آن كه قرآن ، تورات و انجيل و هر كتاب آسمانى ديگر را تصديق و تأييد مىكند .
وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ
؛ يعنى قرآن حافظ و نگاهبان ديگر كتب آسمانى است زيرا به صحّت و درستى آنها گواهى مىدهد .
وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ
؛ اين جمله متضمن معناى لا تنحرف است ، از اين رو به « عن » متعدّى گشته و گويى گفته شده : از حكم كردن بر طبق آنچه از جانب خدا بر تو نازل شده منحرف نشو ، و از هواهاى آنها پيروى نكن .
لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً
؛ اى مردم براى هر يك از شما - يهود و نصارا و مسلمانان - شريعت و راه و رسمى روشن در دين قرار داديم تا بر طبق آن رفتار كنيد .
اين آيه دليل بر اين است كه ما مسلمانان ملزم به پيروى از اديان پيامبران پيش از خودمان نيستيم .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً
؛ اگر خدا مىخواست ، شما را يك گروه متّفق و تابع يك شريعت قرار مىداد ، يا مقصود اين است كه اگر خواسته بود شما را داراى يك دين كه اختلافى در آن نباشد قرار مىداد .
وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ
؛ ولى خواست با شريعتهاى مختلفى كه به شما داده است ، شما را بيازمايد كه آيا به دستورات آنها عمل مىكنيد ؟ ! و آيا اين اعتقاد را