الخروج : بيرون نرفتند اما از بيرون رفتن بازماندند ، زيرا خداوند نمىخواست كه بيرون روند ، و از اين رو تمايل آنها را براى بيرون رفتن ضعيف ساخت .
وَ قِيلَ
: به آنها گفته شد : با آنها كه اهل جنگ نيستند و از كار افتادهاند ، از قبيل زنها و كودكان ، در خانههاى خود بنشينيد ، مراد از اين عبارت ، اين است كه پيامبر اكرم به آنها اجازه داد كه به جنگ نيايند ، و از اين مطلب استفاده مىشود كه اين اجازهء حضرت امرى قبيح نبوده هر چند بهتر آن بود كه چنين اجازهاى به آنان ندهد تا خود به خود نفاقشان آشكار شود .
لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ
؛ در اين آيه خداوند متعال توضيح مىدهد كه به چه دليل منافقان را از تصميم رفتن به جهاد بازداشته و مىفرمايد : اگر اينها با شما براى جهاد از خانههايشان بيرون مىآمدند ، جز بدى و تباهى چيزى براى شما نمىافزودند .
وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ
؛ كوشش مىكنند كه در ميان شما ، با سخن چينى و تبهكارى ، تفرقه بيفكنند . « وضع البعير وضعا » ؛ شتر سرعت كرد . اوضعته أنا : آن را به شتاب درآوردم .
معناى آيه اين است : مركبهاى خود را در ميان شما به جولان درمىآورند : به ايجاد فساد و تباهى سرعت مىبخشند ، چرا كه سواره از پياده ، سرعتش بيشتر است .
يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ
؛ درصدد آن برمىآيند كه ميان شما آشوب به پا كنند تفرقه بيفكنند و نيّتهايتان را در جنگ ، فاسد كنند .
وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ
؛ در ميان شما جاسوسانى از آنان قرار دارند كه سخنان شما را گوش مىدهند و به آنان منتقل مىكنند . معناى ديگر اين فراز اين است : گروهى در بين شما هستند كه گفتار منافقان را مىشنوند و باور مىكنند و از آنها اطاعت مىنمايند . مقصود ، مسلمانانى است كه ايمان ضعيف دارند .
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ
؛ خداوند از حال تبهكاران و اهل فساد آگاه است .
لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ
؛ « فتنه » اسمى است كه شامل هر بدى و تباهى مىشود .