خداوند پرهيزكاران را دوست مىدارد . ( 7 )
چگونه برايشان پيمانى است ، در حالى كه اگر بر شما غالب شوند ، نه ملاحظهء خويشاوندى با شما را مىكنند ، و نه پيمان را ، شما را با زبانهايشان خشنود مىكنند ولى دلهايشان با آن مخالف است و بيشتر آنها اهل فسقاند . ( 8 )
تفسير :
كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ
؛ چگونه براى آنها عهد و پيمانى درست و صحيح به وجود مىآيد ؟ بلكه با فريب و نيرنگى كه در باطن آنهاست و نيّت بر هم زدن آن را دارند ، محال است كه پيمانشان پابرجا بماند ، و شما چنين اميدى به آنان نداشته باشيد .
إِلَّا الَّذِينَ عاهَدْتُمْ
؛ اما كسانى از آنها را كه در مسجد الحرام با ايشان عهد بستيد و پيمانشكنى از آنها ظاهر نشده ، مثل بنى كنانه ، و بنى ضمره ، پس در انتظار وضع آنان باشيد و با ايشان جنگ نكنيد .
فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ
؛ تا موقعى كه آنان بر سر پيمان خود پابرجا باشند ، شما نيز هم چنان به شرايط عهد خود با آنها وفادار باشيد .
كَيْفَ
؛ تكرار اين كلمه به اين دليل است كه برقرار ماندن مشركان بر سر پيمان خود بعيد به نظر مىآيد ، و فعلش به دليل وجود قرينه حذف شده است . معناى آيه اين است : چگونه براى آنان عهدى برقرار مىشود و حال آن كه اگر بر شما دست يابند و غلبه پيدا كنند ، با سابقهء ايمان و پيمانها كه از شما دارند ، نه ملاحظهء خويشاوندى با شما را دارند و نه عهد و پيمانى را لحاظ مىكنند :
لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا
؛ « ال » : خويشاوندى ، قرابت . چنان كه حسّان بن ثابت در شعر خود مىگويد :