« احد » اين كلمه مرفوع به فعل شرط مقدر كه فعل بعدى مفسّر آن است و در تقدير اين گونه است : و ان استجارك احد استجارك : معناى آيه چنين است : اگر يكى از مشركان پس از انقضاى مدت مهلت كه پيمانى ميان تو و او نيست به سوى تو بيايد و درخواست امان كند تا اين كه آنچه از قرآن و دين را كه مردم را به آن دعوت مىكنى ، بشنود ، او را امان ده تا سخن خدا را استماع كند و آن را مورد تفكّر و انديشيدن قرار دهد ، زيرا محكمترين دلائل و براهين در قرآن است .
ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ
؛ و سپس ، اگر اسلام نياورد او را به خانهاش كه محلّ امن اوست برسان و بعد اگر خواستى بدون فريبكارى و خيانت با او جنگ را آغاز كن ، و اين حكم براى هميشه برقرار است .
« ذلك » اين دستور كه بايد او را پناه دهى به اين دليل است كه آنها مردمى نادانند يعنى از ايمان و دين چيزى نمىفهمند ؛ بنا بر اين بايد آنها را امان دهى ، تا سخن حق را بشنوند و آگاه شوند .
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 7 تا 8 ]
كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذِينَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ( 7 ) كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ ( 8 )
ترجمه :
چگونه براى مشركان در نزد خدا و رسولش پيمانى خواهد بود ؟ مگر براى كسانى كه نزد مسجد الحرام با آنها پيمان بستيد ، پس تا هر زمان كه آنان در برابر شما ، وفادار باشند ، شما نيز وفادارى كنيد كه