تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢

تفسير :

« اسرى » از « اسارى » به قياس نزديكتر است ، زيرا « اسير » بر وزن فعيل به معناى مفعول است و فعيل به معناى مفعول ، جمع آن « فعلى » است مانند « جرحى » ( زخميها ) و « قتلى » ( كشتگان ) . بعضى به جاى « اسرى » « اسارى » قرائت كرده و آن را به « كسالى » ( تنبلان ) تشبيه كرده‌اند همان‌گونه كه « كسلى » را به « اسرى » تشبيه كرده‌اند .
قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ
؛ به كسانى كه در ملك شما هستند و گويا با دست خود آنها را در اختيار گرفته‌ايد بگو : اگر خداوند در دلهاى شما خلوص عقيده و نيّت درست در ايمان بداند ، بهتر از فديه‌اى كه از شما گرفته به شما مىدهد : يا چند برابر آن را در دنيا به جاى آن به شما مىدهد و يا در آخرت به شما پاداش مىدهد . روايت شده كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به عبّاس فرمود : از طرف دو فرزند برادرانت عقيل بن ابى طالب و نوفل بن حرث فديه بده . عباس گفت : آيا مىخواهى مرا چنان فقير كنى كه در باقيماندهء عمر دست را پيش طايفهء قريش دراز كنم ؟ پيامبر فرمود : پس طلايى كه به همسرت امّ الفضل دادى و گفتى : اگر براى من پيشامدى روى داد ، اين مال براى تو و فضل و عبد اللَّه و قثم باشد كجاست ؟ عباس گفت : چه كسى اين خبر را به تو داده ؟ پيامبر فرمود : پروردگارم به من خبر داده است . عباس گفت : شهادت مىدهم كه تو در دعوت خود راستگويى و خدايى جز خداى يكتا نيست و تو بنده و رسول اويى ؛ به خدا سوگند من در تاريكى شب طلا را به امّ الفضل دادم و هيچ كس جز خداوند از آن آگاه نبوده است . من دربارهء پيامبرى تو در شك و ترديد بودم امّا اكنون كه مرا از اين امر آگاه كردى شكّى در آن ندارم . ( پس از اين واقعه ) عباس مىگفت : خداوند بهتر از آن را به من داد ؛ اكنون من بيست بنده دارم كه كمترين آنها بيست هزار درهم ارزش دارد و خداوند زمزم را نيز