بندگانش هرگز ستم روا نمىدارد . ( 51 )
تفسير :
إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ
؛ به هنگامى كه منافقان مدينه و كسانى كه دربارهء اسلام شك و ترديد داشتند مىگفتند : اينها - مقصودشان مسلمانان بود - به دين خود و اين كه به خاطر آن پيروز خواهند شد مغرور شدهاند و به همين سبب با اين كه تعدادشان كم است براى جنگ با مشركان كه تعدادشان زياد است خارج شدهاند .
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
؛ و هر كس بر خدا توكل كند ، خداوند مقتدر و پيروز است ، ضعيف را بر قوى و كم را بر زياد پيروز مىكند .
وَ لَوْ تَرى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ
؛ « ترى » به معناى ماضى است زيرا « لو » فعل مضارع را به معناى ماضى مىبرد همانگونه كه « إن » ماضى را به معناى مضارع مىبرد . « اذ » منصوب است چون ظرف است و « يتوفى » با ياء و تاء هر دو قرائت شده است و « يضربون » حال است . مجاهد مىگويد : مقصود از « ادبارهم » نشيمنگاه كافران است ولى خداوند كريم و بزرگوار است و لذا به كنايه سخن گفته است . بعضى از مفسّران گفتهاند : مقصود اين است كه فرشتگان بر جلو و پشت بدن - نه عضو خاصى از آن - آنها يعنى كشتگان جنگ بدر مىزنند .
وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ
؛ « ذوقوا » با تقدير قول عطف بر يضربون است ، يعنى : و يقولون ذوقوا عذاب الحريق : و مىگويند پس از اين عذاب سوزنده را در آخرت بچشيد . بعضى از مفسّران گفتهاند : فرشتگان در روز جنگ بدر سلاحهاى آهنينى داشتند كه وقتى به مشركان مىزدند در جراحتهاى آنها آتش مىافتاد .
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
؛ ممكن است اين آيه سخن خداوند باشد و يا ممكن است سخن فرشتگان باشد و « ذلك » مبتداست و « بما