است .
وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
؛ خداوند را در ميدانهاى جنگ و در حالى كه از او كمك مىطلبيد و به ياد او پشتگرم هستيد فراوان ياد كنيد ، شايد به مقصود خود ، يعنى پيروزى و پاداش آخرت دست يابيد .
وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ
؛ يعنى با يكديگر اختلاف نكنيد تا از جنگ با دشمن خود ناتوان شويد . « تفشلوا » منصوب به « أن » مقدّر است و « ريح » به معناى دولت و قدرت است و از جهت نفوذ به باد و وزش آن تشبيه شده است . عرب مىگويند : هبت رياح فلان : يعنى دولتش برقرار و امرش نافذ است .
بعضى از مفسّران گفتهاند : هيچ پيروزيى نبود جز اين كه به وسيلهء بادى كه خداوند مأمور مىكرد به دست مىآمد . در حديث آمده است كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود :
من به وسيلهء باد صبا پيروز شدم و قوم عاد با باد مسموم مغرب هلاك شد . « 1 »
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بَطَراً وَ رِئاءَ النَّاسِ
؛ كسانى كه از سرزمين خود بيرون آمدند اهل مكه بودند كه براى حمايت از كاروان خود از مكه خارج شدند . ابو سفيان پس از آن كه كاروان قريش را به سلامت از قلمرو مسلمانان بيرون برد كسى نزد سپاه قريش فرستاد . سپاه قريش در اين هنگام در محل « جحفه » « 2 » بود .
فرستادهء ابو سفيان گفت : بازگرديد كاروان شما از حملهء مسلمانان سالم ماند ولى ابو جهل با غرور و تكبر گفت : ما بازنمىگرديم تا آن كه به سرزمين بدر وارد شويم و در آنجا خمر بنوشيم و خوانندگان براى ما بخوانند . و اين همان غرور و تكبّر آنان بود و خودنمايى آنها نيز غذا دادن به سپاه قريش بود . آنها به سرزمين بدر رسيدند و
هامش
( 1 ) -
نصرت بالصبا و اهلكت عاد بالدّبور .
( 2 ) - جحفه محلى است ميان مكه و مدينه كه محل اجتماع مردم شام است . اسم آن در گذشته « مهيعهه » بوده و چون سيل مردم آن جا را با خود برد به آن جحفه گفته شد .