وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
؛ يارى به وسيلهء ملائكه و اسباب ديگر جز از ناحيهء خداوند نمىباشد و اوست كه هر كه را بخواهد چه تعداد آنها كم باشد چه زياد يارى مىكند .
إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ
؛ اين جمله بدل دوم از
« إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ »
است يا در محل نصب به « النصر » و يا به
« ما جَعَلَهُ اللَّهُ »
است . « يغشيكم » با تخفيف و تشديد و نصب « نعاس » نيز قرائت شده و ضمير مستتر در « يغشى » به خداوند عزّ و جلّ رجوع مىكند و كلمه « امنة » مفعول له است و « منه » صفت براى « امنة » مىباشد . يعنى : امنة حاصلة لكم من اللَّه و معناى آن اين است : به ياد آوريد هنگامى را كه به سبب آرامش و امنيّتى كه از طرف خداوند به واسطهء از بين بردن ترس و وحشت از دلهاى شما برايتان پديد آمد ، خواب سبك و آرامبخشى شما را فراگرفت .
وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً
؛ « ينزل » با تخفيف و تشديد هر دو قرائت شده ، يعنى و از آسمان بارانى براى شما فرو فرستاد .
لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَ يُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ
؛ « رجز الشيطان » يعنى وسوسهء شيطان به مؤمنان . جريان امر ، آن بود كه مشركان پيش از مسلمانان چاههاى آب را در اختيار گرفتند و مسلمانها در كنار تپهء شنى شيرى رنگ كه پاها در آن فرو مىرفت فرود آمدند و خوابيدند و بيشتر آنان محتلم شدند .
در اين هنگام شيطان نزد آنها ظاهر شد و گفت : اى ياران محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شما گمان مىكنيد بر حق هستيد در حالى كه با جنابت نماز مىگزاريد و تشنه هستيد ؟ اگر حق با شما بود مشركان بر چاههاى آب تسلّط نمىيافتند . اكنون آنها به سوى شما مىآيند و شما را مىكشند و باقىماندهء شما را به اسيرى به مكّه مىبرند .
مسلمانان از سخنان شيطان اندوهگين شدند لذا خداوند باران را فرو فرستاد و يك شب بر آنها باران باريد بهطورى كه آب در دره جارى شد و همگى غسل كرده و وضو ساختند و آبگيرهايى در اطراف درّه ساختند و زمين شنزارى كه ميان آنها و