تفسير :
كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ
؛ « كاف » در « كما » چون خبر مبتداى محذوف است در محل رفع است و تقدير آن اين است : هذه الحال كحال اخراجك : حال مؤمنان دربارهء كراهت از حكم خداوند در مورد « انفال » ، همانند حال ايشان دربارهء كراهت از بيرون رفتن تو از خانهات براى جنگ است . همچنين جايز است در محلّ نصب باشد بدين گونه كه صفت مصدر فعل مقدّر در قول رسول اللَّه « الانفال للَّه و الرسول » باشد يعنى : الانفال استقرّت للَّه و الرسول و ثبتت مع كراهتهم ثباتا مثل ثبات اخراج ربك ايّاك من بيتك مع كراهتهم : انفال على رغم كراهت آنها ، براى خدا و رسول مستقرّ و ثابت است هم چنان كه ثابت شد بيرون فرستادن تو ، به فرمان پروردگار از خانهات على رغم اين كه آنها كراهت داشتند . بنا بر اين در حالت نصب ، وقف از « قل الانفال » تا « بالحق » جايز نيست ولى در حالت رفع وقف در « و الرسول » و « مؤمنين » جايز است . مقصود خداوند از « من بيتك » ، يا خانهء پيامبر در مدينه يا خود شهر مدينه است چرا كه شهر مدينه محلّ هجرت و سكونت پيامبر بود . « بالحق » : بيرون فرستادنى همراه با حكمت و درستى ، يعنى جهاد كه گريزى از آن نيست .
وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ
؛ اين جمله ، جمله حاليه است يعنى : در حالى كه آنها كراهت داشتند ، خداوند تو را بيرون فرستاد .
يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ
؛ دربارهء امرى كه آنها را به آن دعوت كردى بعد از آن كه به آنها اعلام كردى كه پيروز خواهند شد ، با تو مجادله و گفتگو مىكردند و آن امر ، رويارويى با لشكر قريش بود چرا كه آن را بر پيروزى ترجيح مىدادند .
گفتگو و مجادلهء آنها با پيامبر اين بود كه مىگفتند : ما جز براى رويارويى با كاروان قريش بيرون نيامدهايم . جريان امر چنين بود كه كاروان قريش در حالى كه چهل سوار از جمله ابو سفيان و عمرو بن عاص با آن بود از شام به سوى مكّه رو