آورده بود . جبرئيل اين امر را به رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و او به مسلمانها خبر داد و از اين خبر رويارويى با كاروان قريش ، مسلمانها را خوش آمد و چون مسلمانها از مدينه بيرون شدند ، مردم مكه از آن با خبر شده و ابو جهل بر بالاى كعبه رفته فرياد زد : اى مردم مكه با شتران رام و سركش بشتابيد و كاروان و اموال خود را دريابيد ، اگر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به آن دست يابد بعد از آن هرگز پيروز نخواهيد شد . در اين هنگام ابو جهل با همهء مردم مكه بيرون شد و آنها مردان جنگى بودند و در مثل رايج آمده است : لا فى العير و لا فى النفير . « 1 » در اين هنگام به ابو جهل گفته شد : مردم را به مكه برگردان چون كاروان قريش راه ساحل دريا را در پيش گرفته و نجات يافته است . ابو جهل گفت : به خدا سوگند برنمىگرديم تا آن كه شتران و گوسفندان را ذبح كنيم و در بدر شراب بنوشيم تا مردم عرب براى يكديگر تعريف كنند كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به كاروان قريش دست نيافته و او را شكست دادهايم . سپس آنها را به بدر برد . بدر سرابى بود ، كه مردم عرب در هر سال يك روز در آنجا گرد مىآمدند تا كالايشان را به معرض فروش بگذارند . در اين هنگام جبرئيل فرود آمد و گفت : اى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خداوند يكى از دو گروه را به شما وعده داده : يا كاروان يا لشكر قريش . سپس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با اصحابش در اين باره مشورت كرد و فرمود : شما چه مىگوييد لشگر قريش از مكه بيرون آمده است رويارويى با كاروان را بيشتر دوست داريد يا رويارويى با لشكر قريش را ؟ گفتند : رويارويى با كاروان را ، چون رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اين سخن را شنيد چهرهاش دگرگون شد و فرمود : كاروان از ساحل دريا گذشته و اكنون اين ابو جهل است كه به سوى ما رو آورده است . اصحاب گفتند : اى رسول خدا كاروان را بگير و
هامش
( 1 ) - عير به مردان و شترانى كه زاد و توشه را حمل مىكنند گفته مىشود و نفير به مردانى كه توان جنگيدن دارند اطلاق مىشود . اين ضرب المثل براى كسى گفته مىشود كه خير و شرى از او ساخته نيست و به او اهميت داده نمىشود .