نيست . گويا حضرت صالح چنين فرمود : لكم خصوصا .
فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ
؛ زمين ، زمين خداست و اين شتر نيز ناقهء خداست پس او را واگذاريد تا در زمين پروردگارش بچرد چرا كه زمين از آن شما نيست و گياه آن توسط شما نروييده است .
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ
؛ براى احترام به آيت خدا ، با پى كردن ، كشتن يا آزار و اذيتهاى ديگر ، به او سوء قصد نكنيد .
وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ
؛ به ياد آوريد كه خداوند با قدرت و توانايى كه در زمين به شما بخشيد ، بعد از هلاك قوم عاد ، شما را جانشين آنها كرد و در زمين منزل داد و براى شما خانههايى قرار داد كه در آن مأوى گرفتيد .
تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً
؛ قصرهايى از خاك نرم زمين ، به وسيلهء خشت و آجرى كه از آن مىساختيد ، بنا كرديد .
وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً
؛ و با تراشيدن كوهها ، از آن منزلها ساختيد و در زمستان ، در آن مسكن گرفتيد . « بيوتا » منصوب است چون حال مقدره « 1 » است همانند خط هذا الثوب قميصا ؛ زيرا كوه در هنگام حفر ، خانه محسوب نمىشود و پارچه در وقت دوختن ، جامه به حساب نمىآيد .
فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ
؛ نعمتهاى خدا را كه بر شما فرستاده ، همچون قدرت و منزلتى كه در زمين به شما عطا كرده است ، به ياد آوريد و فراموش نكنيد .
وَ لا تَعْثَوْا
؛ در ايجاد فساد در زمين ، كوشش نكنيد .
هامش
( 1 ) - حال مقدره حالى است كه ذو الحال ، در هنگام اخبار از آن ، بر آن حالت نيست بلكه وقوع آن حالت براى ذو الحال در آينده فرض مىشود مثل « صائدا » در « جاء زيد معه صقر صائدا به غدا » در اين جمله ، ذو الحال ( زيد ) در هنگام اخبار از او ، در حال صيد نيست بلكه وقوع آن حالت براى او در آينده فرض شده است همين طور در آيه ، ذو الحال ( جبال ) در هنگام حفر شدن ، « بيت » نيست ليكن وقوع اين حالت ، براى او فرض شده است .