تفسير :
وَ إِلى ثَمُودَ
؛ به سوى قوم ثمود ، برادرشان صالح را فرستاديم . ثمود بطور غير منصرف قرائت شده ، چون تأويل به قبيله شده است ، يعنى قبيلهء ثمود . [ بنا بر اين ثمود دو سبب از اسباب منع صرف يعنى علميت و تأنيث را دارد و غير منصرف قرائت شده است . ] وى ثمود بن عابر بن آدم بن سام بن نوح است و صالح از فرزندان ثمود مىباشد .
قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ
؛ دليلى معجز و نشانهاى آشكار ، كه گواه بر درستى رسالت من است ، از طرف خدا به شما رسيد .
هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ
؛ گويا سؤال شد كه : اين دليل چيست ؟ حضرت صالح فرمود : اين است ناقهء خدا . ناقه را مضاف « اللَّه » قرار داده و به خدا نسبت داده است چون خداوند او را بدون واسطه طبيعى [ مادر ] آفريد . ناقهء مذكور از سنگى صاف و نرم خارج شد در حالى كه همچون شتر آبستنى كه از حملش در حركت است ، در جنبش بود و سپس شكافته شد و شترى ده ماهه و كركدار و بزرگ ، كه به سبب بزرگى ، جز خدا كسى فاصله دو طرفش را نمىدانست ، خارج شد و اين در حالى بود كه قوم ثمود ناظر آن بودند . پس از آن ، بچهاى به بزرگى خودش بزاييد . آب يك روز از آن او بود كه در آن روز ، تمامى آب درّه را مىنوشيد و به جاى آن ، قوم ثمود را از شير خود مىنوشاند و آب روز ديگر ، به قوم ثمود اختصاص داشت كه در آن روز ، ناقهء صالح به آب آنها نزديك نمىشد و از آن نمىنوشيد .
« آية » منصوب است چون حال است و عامل آن ، معناى فعلى است كه اسم اشارهء « هذه » بر آن دلالت مىكند ؛ گويا حضرت صالح چنين گفته است : اشير إليها آية .
« لكم » بيانگر كسانى است كه ناقهء صالح ، آيت و نشانهاى خاص براى آنها بود كه ايمان به خدا را ، بر آنها واجب مىكرد . آنها قوم ثمود بودند ؛ زيرا آن معجزه را به چشم خود ديدند در حالى كه ديگران خبر آن را شنيدند و شنيدن مانند ديدن