تفسير :
أَخاهُمْ
؛ برادر نسبى آنها يعنى يك نفر از آنان است ، چنان كه به يك نفر عرب مىگويى : يا أخا العرب . علت اين كه هود برادر آنها خوانده شده اين است كه به او اعتماد و اطمينان بيشترى داشته باشند و به احوال او ، همچون راستگويى و امانتداريش آشناتر باشند . هود فرزند شالخ بن ارفخشذ بن سام بن نوح است .
« اخاهم » عطف بر نوحا و « هودا » عطف بيان براى اخاهم است . حرف عطف [ واو ] از جملهء « قال يا قوم » حذف شده است ؛ زيرا اين جمله در مقام فرض جواب سؤال است . گويى سؤال كننده پرسيده : ما قال لهم هود ؟ و در پاسخ او گفته شده :
« قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ . »
نظير همين بحث در جمله :
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا
؛ نيز مطرح است .
« سفاهة » كم حوصلگى و سبك عقلى . هنگامى كه هود آيين آنها را رها كرد و به سوى دين خدا شتافت او را به اين وصف توصيف كردند و گفتند : ما تو را در سفاهت و نادانى مىبينيم . سفاهت را بهطور مجاز ، ظرف قرار دادند و مقصودشان اين بود كه هود غرق در سفاهت است و از آن جدا نمىشود .
پاسخ نوح و هود و پيامبران ديگر عليه السّلام همراه با صبر و مدارا ، به كسانى كه آنها را به گمراهى و سفاهت متهم مىكردند ، نشانگر حسن ادب آنهاست با اين كه آنها مىدانستند كه دشمنانشان از گمراهترين و سفيهترين مردمانند و اين كه خداوند اين كلام را حكايت مىكند براى اين است كه به بندگانش بياموزد چگونه با سفيهان سخن بگويند و با آنها مدارا كنند .
وَ أَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِينٌ
؛ من در دعوتم به يگانگى خدا و اطاعت دستورات او ، خيرخواهى مورد اطمينان براى شما هستم ، و در ابلاغ رسالت امينم پس دروغ نمىگويم و آن را تغيير نمىدهم .
إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ
؛ به ياد بياوريد زمانى را كه پس از هلاك قوم نوح