بگيريم ، « ان لا تشركوا » ، بدل از ما حرّم خواهد بود . امّا وجه اول بهتر است ، تا اين كه فعلهاى : « لا تشركوا » و « لا تقربوا » و « لا تقتلوا » و « لا تتبعوا السبل » همگى نهى باشند و فعلهاى امر كه بعد ذكر مىشوند عطف بر آن شوند .
فعلهاى امر از اين قرار است :
الف : و « بالوالدين احسانا » كه تقدير آن و احسنوا بالوالدين احسانا مىباشد .
ب : « اوفوا . » ج : « و اذا قلتم فاعدلوا . » قول ديگر بنا بر ناصبه بودن « أن » اين است كه به جملهء « حرم ربكم » وقف شود و عليكم ان لا تشركوا آغاز مطلب باشد . يعنى بر شما واجب است كه شرك را ترك كنيد .
وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ
؛ از ترس گرسنگى و شدّت فقر ، فرزندان خودتان را نكشيد .
الْفَواحِشَ
؛ گناهان و زشتيها .
ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ
؛ اين جمله مثل آيهء :
وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ
، مىباشد . « 1 » امام باقر عليه السّلام در تفسير اين آيه فرموده است :
گناه ظاهرى ، زنا ، و گناه باطنى ، رابطهء نامشروع ميان دو اجنبى است .
اگر چه قتل نفس ، در خود فواحش داخل بوده ، امّا به دليل عظمت موضوع آن را به خصوص ذكر كرده است .
إِلَّا بِالْحَقِّ
؛ مگر قتل نفسى كه به حق باشد از قبيل : قصاص و كشتن شخص مرتد ، و سنگسار كردن .
قتلى كه خدا حرام كرده ، قتل نفس مسلمان و هم پيمان با مسلمانان است .
هامش
( 1 ) - آيهء 120 ؛ از همين سوره .