با ميل و رغبت ايمان نمىآورند اگر چه تمام آيات و معجزات براى آنها آورده شود .
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا
؛ چنان كه تو را با دشمنانت واگذار كرديم ، نسبت به پيامبران پيش از تو نيز با دشمنانشان چنين كرديم و دشمنان را از عداوت با آنها بازنداشتيم ، چرا كه اين مايهء آزمايش و امتحان آنها بود تا صبر و ثبات آنها معلوم شود و در نتيجه ، مزد و ثواب آنها افزايش يابد . « شياطين » بدل از « عدوّا » است ، يا اين كه هر دو ، مفعول « جعلنا » مىباشد .
يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
؛ بعضى از آنها به بعضى ديگر وسوسه مىكنند ، يعنى شياطين جنّى بعضى از شياطين انسى و بعضى از شياطين بعضى ديگر را از خود و بعضى شياطين انسى بعض ديگر را وسوسه مىكنند . و مراد از « زخرف القول » گفتارهايى به ظاهر آراسته و واداركنندهء به معاصى و گمراهكننده يعنى همان وسوسه است . « غرورا » به منظور فريب و نيرنگ گفته مىشود .
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ
؛ اگر خدا مىخواست اين كار را انجام نمىدادند ، يعنى با تو دشمنى نمىكردند ، يا حرفهاى گمراهكننده را به يكديگر القاء نمىكردند به اين معنا كه خدا آنها را به جبر از اين كارها بازمىداشت .
وَ لِتَصْغى
؛ « لام » براى صيرورت و جوابش محذوف و تقدير آن چنين است :
و ليكون ذلك الاصغاء ، جعلنا لكل نبى عدوا و مرجع ضمير در « اليه » و « فعلوه » يكى است : « وسوسه شياطين جنّ و انس و عداوت با انبياء ) و معناى آيه اين مىشود :
ما براى هر كدام از پيامبران ، دشمنانى قرار داديم ، تا عاقبت ، دلهاى كافران ، به عداوت انبياء و وسوسهء شياطين متمايل گردد .
وَ لِيَرْضَوْهُ
؛ و سرانجام اين كارها را براى خود بپسندند .
وَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ
؛ و گناهانى را كه در راه دشمنى با پيامبر و وساوس شيطانى كسب مىكنند متحمّل شوند .