آنچه خدا نازل كرده است . مراد از اين كس عبد اللَّه بن سعد بن ابو سرح است و بعضى گفتهاند مراد نضر بن حارث و ساير مسخرهكنندگان هستند كه مىگفتند :
لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا
؛ « ما اگر بخواهيم مىتوانيم مثل قرآن بگوييم » ( انفال / 31 ) .
غَمَراتِ الْمَوْتِ
؛ سختيها و بيهوشيهاى مرگ . « غمر » آبى است كه شىء را فرو مىگيرد و كنايه از سختيهايى است كه بر انسان چيره مىشود .
وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ
؛ فرشتگان ( قبض ارواح ) دستهايشان را به سوى ستمكاران باز مىكنند ، و مىگويند : جانهاى خود را از بدنهايتان خارج سازيد « 1 » و به ما ارائه دهيد .
مراد از اين عبارت اين است كه فرشتگان ، حال جان كندن را بر او دشوار مىگيرند و در هلاك ساختن او ، درشتخويى و سختيهاى طاقتفرسا انجام مىدهند ، مانند كسى كه طلبكار است و به اصرار مىخواهد حق خود را بگيرد ، دستش را پيش مديون باز مىكند و مىگويد طلبم را بده . و بعضى گفتهاند معناى « باسطوا » اين است كه فرشتگان دستهايشان را به عذاب به سوى آنها مىگشايند و معناى « اخرجوا انفسكم » اين است ( اگر مىتوانيد ) جانهاى خود را از دستهاى ما ، رها سازيد ، يعنى هيچ گونه قدرت رهايى نداريد .
الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ
؛ امروز مجازات مىشويد ، منظور وقت مرگ يا وقتى است كه در برزخ و قيامت ، عذاب بر آنها وارد مىشود .
عَذابَ الْهُونِ
؛ « هون » خوارى شديد و اضافهء « عذاب » به آن ، كه مصدر است : نه صفت ، به منظور مبالغه است مثل « رجل سوء » كه مبالغه در بدى را مىرساند و مراد اين است كه خوارى بر او مسلط است ، و او ، در آن غرق شده است .
هامش
( 1 ) - چنان كه هنگام اعدام يك قاتل جانى به او مىگويند : بمير ، جان بده ! و اين يك نوع تحقير از ناحيهء فرشتگان ، نسبت به اين ستمكاران است و گرنه جان دادن كار آنها نيست بلكه كار خود فرشتگان است كه جان آنها را بگيرند . خلاصه از تفسير نمونه ، 5 / 350 .