كانت أمّك . و نيز به اين دليل كه در كلمهء « ربّ » شبههء تأنيث يافت نشود ، و به همين علت است كه هرگز نمىگويند : اللَّه علّامة . اگر چه علّامه از علّام مبالغهء بيشترى دارد ، ( و علّام الغيوب گفته مىشود ، هر چند « ة » علامت مبالغه است نه تأنيث ولى شبيه به آن است ) .
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
؛ من به خدايى رو آوردهام كه آسمانها و زمين را آفريده و اين پديدها دلالت مىكند بر اين كه خداوند آفريننده و به وجود آورندهء آنهاست و حالات گوناگون آنها را اداره مىكند : مسير آنها را مشخص مىفرمايد حركات و هنگام طلوع و غروب آنها را معين مىسازد .
بعضى گفتهاند : اين استدلالى بود كه در نفس ابراهيم يافت شد و در آن هنگام كه فرصت انديشيدن يافت ، امورى كه انگيزهء اين فكر بود به خاطرش خطور كرده و خداوند آن را حكايت كرده است ( نه اين كه سخن ابراهيم باشد ) .
امّا همان تفسير نخست روشنتر است ، چرا كه قبل از اين گفت :
« لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي . . . »
و بعد گفت :
« يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ »
.
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 80 تا 82 ]
وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ ( 80 ) وَ كَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 81 ) الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ ( 82 )