تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
وَ نُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا
؛ و به عقب برگرديم يعنى از دينمان كه بهترين دينهاست دست برداريم ؟
بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّهُ
؛ پس از آن خداوند را هدايت كرده و راه راست را به ما نشان داده است .
كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ فِي الْأَرْضِ
؛ مثل كسى كه شياطين جنّى و ديوها او را به بيابانى دور برده باشند . « استهواء » از باب استفعال است و هوى فى الارض يعنى در زمين ، راه رفت ، گويى شياطين سقوط او را درخواست كرده‌اند . « كاف » در محلّ نصب و حال از ضمير در « نردّ » است ، يعنى آيا به قهقرا برگرديم ، مثل كسى كه شياطين مىخواهند او را به سرگردانى در وادى گمراهى سقوط دهند .
لَهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى
؛ با اين كه او داراى دوستانى مهربان است كه او را مىخوانند تا به راه راست هدايت كنند . و مىتوان گفت منظور از هدايت ، خود راه راست است و دوستان مهربان به او مىگويند : « أتتنا » : به سوى ما بيا . ولى او كه به پيروى جنّ از راه منحرف و سرگردان شده ، به ياران خود پاسخ نمىدهد و به سوى آنها نمىآيد . اين تشبيه با توجه به پندارهاى عربهاى دوران جاهليت است ، آنها چنين گمان مىكردند كه جنّيان و غولهاى بيابانى در راهها كمين كرده ، مسافران را به بيراهه مىكشانند ، و در قرآن كسى كه از اسلام منحرف شده و هر چه مسلمانان او را به ديانت دعوت مىكنند توجّهى به گفتهء آنها نمىكند ، تشبيه به چنين كسى شده است .
قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى
؛ بگو هدايت واقعى كه موجب نجات و آسايش است ، تنها هدايت و راهنمايى خداست كه دين اسلام مىباشد و هر راهى غير از آن ، ضلالت و گمراهى است .
وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ، وَ أَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ
؛ و ما مأمور به اسلام آوردن و اقامهء