قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ
؛ بگو : من مأمور نيستم كه شما را به جبر از تكذيب آيات جلوگيرى كنم ، بلكه من ، تنها بيم دهندهام .
لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ
؛ هر چيزى كه از وقوع آن خبرى داده مىشود ، وقت مشخصى دارد .
وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ
؛ و هر گاه مشاهده كردى كسانى را كه نسبت به آيات ما مسخره مىكنند و آنها را مورد طعنه قرار مىدهند .
فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ
؛ پس از آنها دورى كن ، با آنها منشين ، و از مجلس آنها بلند شو .
حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ
؛ تا به مسائل ديگر پردازند و آن وقت اگر با آنها بنشينى اشكالى ندارد .
وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ
؛ و اگر شيطان ، نهى از همنشينى با آنها را ، از يادت برد ،
فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى
؛ پس از اين كه به خاطرت آمد ، ديگر با آنها منشين .
مىتوان گفت مقصود از آيه اين است : اگر پيش از آن كه ما تو را از مجالست با آنها منع كنيم ، شيطان ، قبح اين عمل را از ياد تو برده باشد ، پس بعد از اين كه ما زشتى آن را به ياد تو آورديم و از آن آگاهت ساختيم ، ديگر با آنها منشين .
وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ
؛ هيچ چيز از گناهانى كه استهزاكنندگان انجام مىدهند به حساب پرهيزكاران - كه ( به منظور نهى از منكر ) با آنها مىنشينند - ريخته نمىشود .
وَ لكِنْ ذِكْرى
؛ بلكه هر گاه بشنوند كه دشمنان آيات ما را به باد مسخره گرفتهاند ، بر آنها لازم است كه تذكّر دهند ، به اين طريق كه از پيش آنها برخيزند و اظهار ناراحتى و تنفّر كنند .
لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
؛ شايد مسخرهكنندگان بر اثر ناراحتى در مقابل برخورد مؤمنان يا به دليل شرم از مؤمنان ، دست از مسخره كردن آيات ما بردارند .
اعراب « ذكرى » يا رفع ( و مبتداى مؤخر است ) به تقدير : و لكن عليهم ذكرى ( و يا نصب به تقدير : و لكن يذكّرونهم ذكرى ، اى تذكيرا به اعتبار اين كه مفعول مطلق