ترجمه :
كليدهاى غيب نزد خداست ، جز او كسى به آنها آگاهى ندارد ، و او آنچه را در خشكى و درياست مىداند و هيچ برگى سقوط نمىكند ، جز اين كه او ، مىداند ، و هيچ دانهاى در تاريكيهاى زمين ، و هيچ تر و خشكى نيست ، جز اين كه در كتابى آشكار است . ( 59 )
و او كسى است كه در شب روح شما را مىگيرد ، و به كردار شما در روز ، آگاه است و سپس شما را در روز از خواب ، برمىانگيزاند ، تا آن گاه كه اجل معيّن سپرى شود ، سپس بازگشت شما به سوى خداوند است ، آن گاه شما را به كردارتان آگاه مىكند . ( 60 )
تفسير :
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ . . .
؛ جمع « مفتح » كه به معناى كليد است مىباشد .
خداى سبحان از باب استعاره ، براى غيب كليدها قرار داده ، زيرا ، با كليد مىتوان به آنچه در مخزنهاى قفل شده وجود دارد ، دست يافت .
يعنى همانطور كه ، تنها كسى مىتواند به آنچه در خزانهها وجود دارد ، دست يابد ، كه كليد قفلها نزد او باشد ، تنها كسى هم كه مىتواند به امور پنهانى دست يابد خداوند يكتاست .
وَ لا حَبَّةٍ . . .
وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ
؛ اين كلمات ، عطف بر « ورقة » و داخل در حكم آن هستند ، يعنى هيچ برگى سقوط نمىكند و هيچ يك از امور نيست مگر اين كه خداوند به آن علم دارد .
إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
؛ اين عبارت مثل تكرار عبارت « الا يعلمها » مىباشد زيرا هر دو به يك معنا هستند ، و منظور از كتاب مبين ، علم خداوند يا لوح محفوظ ، و يا ، قرآن است .
وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ
؛ خدا ( در شب ) به وسيلهء خواب ، فعاليّت را از روح شما مىگيرد ، چنان كه به وسيلهء مرگ آن را مىگيرد .
وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ
؛ و نسبت به كارهايى كه در روز انجام مىدهيد نيز آگاه است .