عين حال آن را انجام مىدهد ، از جاهلان به حساب مىآيد .
معناى ديگرش اين است كه بدى را انجام مىدهد در حالى كه از زيانهاى سرانجام آن آگاهى ندارد ، با اين كه عاقل ، تا يقين به خوبى كارى نداشته باشد آن را انجام نمىدهد .
وَ لِتَسْتَبِينَ
؛ اين فعل با « تاء » و « ياء » هر دو ، به صورت غايب و رفع « سبيل » كه فاعل باشد ، خوانده شده ، زيرا سبيل ، هم مؤنّث و هم مذكّر است .
وجه ديگر با « تا » بنا بر اين كه خطاب به پيامبر باشد و سبيل منصوب ، زيرا اين فعل گاهى لازم به كار مىرود مثل : استبان الأمر ، و تبيّن ، و گاهى متعدّى به كار مىرود : مثل : استبنته ، و تبيّنته . و معناى آيه اين است : همانطور كه مطالب پيش را با اين تفصيل روشن بيان كرديم ، آيات قرآن را نيز به تفصيل بيان مىداريم ، بعضى دربارهء وصف آنان كه اميدى به اسلام آوردنشان نيست ، و برخى راجع به آنها كه نشانههاى اسلام و بشارت ايمان ، در آنها موجود مىباشد ، و اين تفصيل را به اين دليل براى تو ، ذكر مىكنيم ، تا مسير آنها ، بر تو روشن شود و با هر كدام آنچه شايستهء آنهاست رفتار كنى .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 56 تا 58 ]
قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ( 56 ) قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ ( 57 ) قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ ( 58 )
ترجمه :
بگو : من نهى شدهام از آن كه خدايان شما را پرستش كنم ، بگو :