تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
مىآمد ، عده‌اى را تكذيب مىكردند و جمعى را مىكشتند ( 70 ) و گمان كردند مجازاتى در كار نخواهد بود ، لذا ( از ديدن حقايق و شنيدن سخنان حق ) نابينا و كر شدند ، سپس ( بيدار گشتند و ) خداوند توبهء آنها را پذيرفت ؛ دگربار ( به خواب غفلت فرو رفتند و ) بسيارى از آنها كور و كر شدند و خداوند به آنچه انجام مىدهند داناست . ( 71 )

تفسير :

لَقَدْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ
؛ ما از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه خداى يگانه را بپرستند ، و بشارتهاى مربوط به محمّد ( ص ) را تصديق كنند .
وَ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ رُسُلًا
؛ و پيامبرانى به سوى آنان فرستاديم تا آنها را بر اوامر و نواهى ما واقف گردانند .
كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ
؛ جملهء شرطيه است و جواب شرط حذف شده و جملهء
فَرِيقاً كَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ
؛ بر آن دلالت مىكند ، زيرا تقدير آيهء : كلما جاءهم رسول من تلك الرسل ناصبوه و خالفوه است و جملهء
فَرِيقاً كَذَّبُوا
؛ گويى پاسخ كسى است كه دربارهء آنها مىپرسد ؟ چگونه با پيامبرانشان رفتار كردند ؟ ، و يقتلون ؛ حكايت حال گذشته است ، از اين رو به صيغهء مضارع آمده تا گذشتهء زشتشان را مجسّم ساخته و شگفتى عمل آنان آشكار شود .
أَلَّا تَكُونَ
؛ به نصب و نيز به رفع قرائت شده است ، و رفع آن به تقدير : و حسبوا أنه لا تكون فتنة ؛ است « أن » مخفّف و ضمير شأن حذف شده است و چون حسبوا بر أن كه براى تحقيق است ، داخل گرديده و ظن و گمان در دلشان قوّت يافته بود ، ظنّ آنان به منزلهء علم قرار گرفته است ، و معناى جمله اين است كه بنى اسرائيل باورشان شده بود كه از جانب خداوند ، در دنيا بلا و در آخرت عذابى دامنگيرشان نمىشود .
فَعَمُوا وَ صَمُّوا
؛ آنها كور و كر شدند ، يعنى از راه دين منحرف شدند و سخن حق را نشنيدند .
ثُمَّ تابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ
؛ و چون توبه كردند ، خداوند توبهء آنان را پذيرفت .