تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
شرك را نمىآمرزد ( ولى ) كمتر از آن را براى هر كس بخواهد ( و شايسته ببيند ) مىآمرزد و هر كس براى خدا شريكى قائل شود در گمراهى دورى افتاده است . ( 116 )

تفسير :

لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ
؛ در بسيارى از سخنان در گوشى مردم خيرى نيست
إِلَّا مَنْ أَمَرَ
؛ مگر در گوشى كردن كسى كه به صدقه دادن يا كار نيك يا اصلاح در ميان مردم امر كند . اين معنا بنا بر اين است كه « من أمر » بدل از كثير و محلا مجرور باشد چنان كه گفته مىشود : لا خير فى قيامهم إلا قيام فلان ، و مىتوان گفت در محلّ نصب است بنا بر اين كه استثناى منقطع باشد ، يعنى ولى در نجواى كسى كه امر به صدقه كند سودى هست . گفته‌اند : مقصود از معروف ؛ قرض است . و گفته‌اند : لفظ عامى است كه در مورد هر كار نيكى به كار مىرود . و منظور از
إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ
؛ ايجاد الفت و دوستى در ميان مردم به وسيلهء محبّت است . از امير مؤمنان على ( ع ) نقل شده كه فرمود : « خداوند زكات جاه و مقام را بر شما واجب كرد ، چنان كه زكات مال را بر شما واجب گردانيد « 1 » .
وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ
؛ و راهى را غير از دين حنيفى كه مؤمنان بر آنند پيروى مىكند .
نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى
؛ او را سرپرست آنچه از گمراهى عهده‌دار شده قرار مىدهيم به اين معنا كه او را رها كرده و با راهى كه انتخاب نموده است به خودش واگذارديم .
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ
؛ تكرار اين جمله براى تأكيد است و گفته‌اند : به منظور يادآورى ماجراى ابو طعمه تكرار شده است .
هامش
( 1 ) - إن اللَّه فرض عليكم زكات جاهكم كما فرض عليكم زكات ما ملكت أيمانكم .