تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ
؛ يعنى آزاد كردن يك بنده بر او واجب است . « تحرير » : آزاد كردن و « حر » : با كرامت ، و « عتيق » نيز به معنى كريم و بزرگوار است ، زيرا بزرگوارى در آزادگان است و از اين باب است « عتاق الطير » ( مرغان شكارى ) و « عتاق الخيل » ( اسبان برگزيده ) به خاطر گرامى بودن آنها . . . و « حر الوجه » يعنى بهترين نقطهء چهره . « رقبة » عبارت است از بنده و كنيز .
وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ
؛ و خونبهايى كه بايد به بازماندگان مقتول تسليم شود تا آن را همچون ميراث ميان خود تقسيم كنند . و ديهء قتل خطأ را عاقلهء قاتل بايد بپردازد ، إلا أن يصدقوا ؛ مگر اين كه اولياى مقتول ديه را به قاتل و عاقله‌اش صدقه كنند ، يعنى به آنها ببخشند . در حديث است كه : « هر كار نيكى صدقه است » . « 1 »
فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ
؛ اگر مقتول از قوم كافرى باشد كه با شما سر جنگ دارند . و هو مؤمن ؛ و او اهل ايمان است ، يعنى به پيامبر ( ص ) ايمان دارد ولى هنوز در ميان قوم خود مىباشد و از آنها جدا نشده است هر گاه كسى به خطا او را كشته باشد كفارهء اين قتل [ كه آزاد كردن يك بردهء مؤمن است ] بر عهدهء خود قاتل است نه بر عاقلهء خويشاوندانش ، زيرا [ خونبها ميراث است و ] بستگان مقتول به خاطر اين كه كافرند از او ارث نمىبرند .
وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ
؛ اگر مقتول از مردمى باشد كه ميان شما و ايشان پيمان و يا ذمه‌اى وجود دارد و آنها با شما سر جنگ ندارند . فدية مسلمة إلى أهله ؛ بر عاقلهء قاتل لازم است كه خونبهاى او را به بازماندگانش بدهند . و تحرير رقبة مؤمنة ؛ و قاتل بايد بردهء مؤمنى را به عنوان كفّاره آزاد كند .
فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ
؛ يعنى كسى كه مالك برده‌اى نيست بايد دو ماه پياپى روزه بگيرد .
تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ
؛ تا مورد قبول خداوند واقع شود ، از قبيل تاب اللَّه
هامش
( 1 ) - كلّ معروف صدقة .